متن برگردان: زانا کوردستانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات برگردان: زانا کوردستانی
دنیا چنین است،
مردها خون می ریزند و
زن ها چشم هایشان را.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
برخی با بودنشان و
عدە ای با نبودنشان
نابودمان می کنند.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
گفت:
فردا خواهم آمد.
خدایا!
چند سال دیگر،
فرداست؟!.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
امروز صبح
فراموشم شد تو را یاد کنم،
گویی که چای صبح ام را نخورده باشم
سردرد گرفته ام.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
شاعر هم نشدیم،
که همچون آنها بنویسم:
دل تنگ شده ام برایت...
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
این روزها
دهقانان گندم می کارند و
من هم دوست داشتن تو را...
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
هوای شهر خنک شدە!
انگار کە تو
با موهای خیس بیرون زده ای.
شعر: وریا امین
ترجمه:زانا کوردستانی
برایت باد را، از وزش باز می دارم و
برایت خورشید را، پایین می آورم و
دریای را در حیاط می گذارم و
ماه را داخل پنجره زندانی می کنم،
این ها حرف های قلبمه سلمبه ی شاعرهاست!
تو بمان،
من برایت می میرم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
به وقت خشم، زیباتر می شوی،
شبیه کودکی که به او می گویند:
-- زشت شو، زشت شو
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
بیا تا مثلی کوردی، بیاموزمت،
برای نمونه:
نان برای نانوا و تو هم برای من.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
تمام روز را
به امید شنیدن کوچکترین خبری از تو
به همه ی اخبار گوش می دهم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
انسان ها تنهایمان خواهند گذاشت.
زیرا گاهی،
رفتن آسان تر از ماندن خواهد بود.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
گفتم: هرگاه که تو را ملاقات می کنم
ماشینم را جا می گذارم و پیاده به خانه بر می گردم.
گفت: چرا؟
گفتم: چونکه رانندگی در حالت مستی ممنوع است!.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
گاهی کافی ست
کسی را داشته باشی،
که دورادور، به یاد تو قهوه ای بنوشد.
شعر: وریا امین شاعر
ترجمه: زانا کوردستانی
راننده به من نگاهی کرد، گفت:
عجله نکن، یک نفر دیگر بیایید راه می افتیم
دستم را روی قلبم گذاشتم و گفتم:
ببخشید ما دو نفریم!
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
آنگونه برو
که هرگاه دلم خواست
همراه با آهنگی قدیمی
برگردی به خیالم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
بە فکرم خطور می کند چگونه بگویمت،
اگر یاد من افتادی،
به غروب نگاه بکن.
الان دقیقن به غروب می مانم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی