در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آنطرف بیشترند
آه ... ای ماه ماهی تنها را تو به دریا برسان
بوته ها دویدند کدو تنبل ها بزرگتر شدند!
پاییز/چهار گوشه ی فصل ها/جنگ/سنجاقک ها/سینه خیز
دلم دریاچه غم شد دوباره بخوان ای دل محرم شد دوباره
تو همون موسیقی غمگین و قشنگی که هرچقدرم ناراحتم کنی باز نمیتونم ازت بگذرم.
غروب چکیده بر تن پاییز دور از...
پاییز و لکنت همیشگی تو بخواهی چیزی بگویی حرفی بزنی بالا نیاید
*تجرید* پرنده ای جا مانده در بال و پرش
با فاصله ای امن که آسیب نبینی بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش...
گهی بر سر/ گهی بر دل/ گهی بر دیده جا دارد...
پاک نمیشود خونی که پاک است دست ات را به گردن دستمال نیانداز
فریزر هم بو می دهد
خدا کند که نباشد / کسی دچار کسی
درد بی درمان شنیدی؟؟ حال من / یعنی همین!
قصه ها هست ولی طاقت ابرازم نیست...!
هر زن یک سر زمین است آداب و رسوم خودش را دارد!
عشق تو به تار و پود جانم بسته ست بی روی تو درهای جهانم بسته ست
همیشه مرکز دنیا مکان خاصی نیست گاهی شخصی خاص مرکز دنیاست.
جنگ برادر ناتنی صلح بود که معتاد شد به کشیدن ماشه
یار اگر یار باشه صداشم حالت رو خوب میکنه دیگه بغلش که جای خود داره..!!
از خود بی خود شدن فقط لحظه دیدن چشمان تو
- چه صنمی باهاش داری ؟ + بی اعصابم ، گل گاو زبونمه️
من بهار میشوم تو با لبهات بر تنم شکوفه بزن ...