متن ترانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ترانه
خیلی وقتا میشه از تنهایی به کوه رسید
یه کوه صبر یه کوه سبز ، نمونش همین الآن
مث اون کوهی از دور سبزه
ولی کلی سیاهی و مور و ملخ توو خودش جا داده
و پر از زوزه ی گرگ و ناله ی کفتار
از دور بهت لبخند میزنه...
روبروم راهِ شبه ، پشتِ سر دره ی گرگ
رو لبم باز دوباره مُرد ، یه لبخند بزرگ
رو تنم زخمه و مار ، توو سرم بادو هوس
میکشم با تو نفس ، توو بهشتم با تو حتی توو قفس
رو تنت شب بنویس ، شده با قطره ی خون...
دلِ من دریائیه ، تو بزن ماهیاشو زنده بکُش
بزن یه زخمِ درشت
تو بزن مرجانشو جر بده و بنداز جلوش
تو درار مروارید از صدفشو بهم بده فحش
دلِ من زندون داره ،تو بزن میله هاشو خم بکنش
تو بزن نیش به من و ، بعد بکن عشق
یا...
تمومه دنیارو اگه برف زمستون بگیره
گنجشکک اشی مشی توراه خونه بمیره سردرهرچی معبده به روم اگه بسته بشه
حتی خدای عاشقانه ازمن اگه خسته بشه بایدبه اونکه عمریه یادش توسینه ست برسم بایدبه آغوش توتاروزکریسمس برسم
بایدبه اونکه عمریه منتظرم هست برسم شایدبه آغوش تو تا روزکریسمس برسم
امشب هم از بارون برات میگم هم از طوفان
باز عاشقا بی خونه و آواره تو سرمان
تقصیر من نیستش اگه سرده هوا اینجا
یا خائنای بی وفا راحت توی گرمان
من عاشقم ، حتی اگه دل خسته ام هستم
حرفات همیشه واسه من شیرینه و زیبان
قلبم فقط از...
ننه سرما بازم تنهام بیا کم کم چهل گیسو واکن
بیاخاک کن بازلای برفو دردای دل دلگیرمارو
انگارهمه چی ازقبل هماهنگه و نورای رنگی رو برفا قشنگه
یه جورگوله ی برف میاد طرفت میگی میدون جنگه
بیادست منو بگیر الان سرده بزار جمع باشه بازحواسم بهت
باشی همه چی قشنگترمیشه...
ای ساحل آرامشم
لب اگه تربکنی من خود دریا میشم
باتو دیوونه ترین آدم دنیا میشم
ای داد ای داد ازعشق
این آدم بی ادعا اسمتومیزنه باکل وجودش صدا
عشق تو میبره قلب منو تا ناکجا ای داد ای داد ازعشق
داری دل میکنی
دل میزنی تو کم کم
من بهت حق میدم و
من حالتو میفهمم
نبض احساستو میگیرم و
حالت خوش نیست
این دفعه نیت من خیره
تو فالت خوش نیست
داری دل میکنی
دل میزنی تو کم کم
من بهت حق میدم و
من حالتو میفهمم
خودم کردم...
جای خالیت چه بلایی سر قلبم آورد
جای شونت روی زانوی خودم خوابم برد
دلم ازت چه بد زخمی خورد
من که برم حال بد تو خوب میشه
من که برم دردای تو تموم میشه
بی خیالش من که دلم موند پیشت
من رو به راه میشم عزیزم میخوابه آتیشم...
دلم صبور بود تو عشق
خسته شد از داشتنت
ولی هنوز تو ذهنم
زنده نگه داشتمت
نمی دیدی چه عشقی
توی عمق چشام بود
همیشه از اِسترس
لرزشی تو صدام بود
از قبل تمرین می کردم
چی می خوام بهت بگم
هیچوقت نمی دونستی
چی میگْذره تو دلم
من باتو...
رفتی ولی خیال تو
آخه ولم نمی کنه
نمی دونی که باچش و
بادل من چه می کنه
هر شب خیال چشم تو
به دل من پامی ذاره
سحر که میره عطرشُ
توی سرم جامی ذاره
خدا فقط خبر داره
سحر به دل چه میگذره
که یادت رفته و بازم...
یه رابطه نمیشه
بدون عشق پیش بره
چش روی هم بذاریم
جَوونیمون میگذره
وقتی که دور از هم و
جداتو دو اتاقیم
بهتره از همدیگه
توافقی جداشیم
از ترس حرف مردم
داریم ادامه میدیم
قلبم گرفته چرا
ازهم جدا نمی شیم
ازدواج من و تو
از اوّل اشتباه بود
من...
حس می کنم بی تو
تو چنگ تقدیرم
باتیغ ناخونش
هرلحظه درگیرم
نبود تو از من
دیوونه ای ساخته
که عقلشُ پای
جنون دل باخته