شعرسپید
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعرسپید
لابه لای جمله ها
کلمه ای تنها مانده است
که منم.
رضاحدادیان
تنها
شکوفه می داند
چه کشیده ام
از دست تگرگ.
رضاحدادیان
بگذار برف ببارد درمتن!
شعرهایم تصمیم خود را گرفته اند
می خواهند سپید باشند.
رضاحدادیان
خیابان
عبور می کند از اتوبوس
تا در خیابان بهار
تو
مرا شکوفه شوی
ومن
تو را پروانه.
رضاحدادیان
درخت را شکست
امّا
از پس کوه بر نیامد
باد.
رضاحدادیان
باد را
می ریزم در باغ
تو در من می وزی.
رضاحدادیان
در می آورد
صدای برگهارا
پاییز.
رضاحدادیان
تنها
شکوفه می داند
چه کشیده ام
از دست تگرگ.
رضاحدادیان
اینجا با منی ،اینجا می گرید
آنجا با منی ، آنجا می گرید
هر آنجا بامنی ،هر آنجا می گرید
اینجا در انزوای تاریک تو
ابر در آسمان
ستاره در ماه
شب در شب می گرید
بگو ای دوست
بگو کیستی ...؟!
که در منزلگه من
درد و فغان ز...
اَبرها
ذهن باد را
به تصویر می کشند.
رضاحدادیان
چشمم
آینه ایست که
حرفی برای گفتن ندارد
جزتو.
رضا حدادیان
خیال تو
شکوفه ایست سپید
در قلبم.
رضا حدادیان
.
تکه ای خورشید
در گلو داشت
لب که می گشود
آواز آفتاب
می پیچید در آسمان.
رضاحدادیان ۱۴۰۲/۵/۵
ای درنای آبی !
بگو کجایِ شهر بتکانم ترانه هایت را
که فصل زیباتر شود وانگور از چشم تاک نیفتد
مریم گمار
1402/5/7
حالا کافیست زمین پوست بیندازد
تاجوانه ای بروید به وسعت فردا
و هر بلوط به استقبال باد برود
مریم گمار
۱۴۰۲/۵/۷