شعر سپید
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر سپید
- باور کنید:
من،،،
مترسکی هستم،
در جالیزاری دور وُ،
متروک!
کلاغ های لعنتی،
با سُخره ای فجیع
کنارم می نشینند!
و خیره مى شوند،
به دکمه های پیراهنم
که پر از تنهائی ست!
و منقار می کوبند
بر کلاه پوسیده ی من...
آه،،،
اگرچه فارغ از چیستی ام،
خرسندم...
- خوبم، تو چطور؟!
خوبم؛
شبیه فانوس کنج انباری،
که دل پری از لامپ ها دارد
خوبم،
شبیه گلدان کنار پنجره
که با حسرت
گل های آفتابگردان مزرعه را نگاه می کند
خوبم؛
شبیه قایقی پیر
در خشکی
که می داند دیگر به آب نمی اُفتد
خوبم؛
شبیه کاسِتی
که...
در حال بارگذاری...