شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
بنگر که وسایل فراموش کردنت
چقدر ساده و زیاد است:
مرده شور و
تابوت و
یک متر زمین!
شعر:تنها محمد
برگردان: زانا کوردستانی
در شهر ما، هر کس که می میرد
آن قدر از او تعریف و تمجید می کنند،
که از خودت می پرسی:
-- آیا فرشته ای نبود؟!
تنها محمد
برگردان: زانا کوردستانی
هر روز میان غم و غصه ی نبودنت،
سخت تر از آنان می میرم
که در حوادث مرده اند.
شعر:تنها محمد
برگردان: زانا کوردستانی
نمی دانم جای خالی تو را،
به چه چیز تشبیه کنم،
اما خوب می دانم
با هفت میلیارد انسان و
تمام ستارگان هم پر شدنی نیست.
شعر:تنها محمد
برگردان: زانا کوردستانی
حتی با فراموش کردنم،
یاد نمی گیرم،
فراموش کردنت را.
شعر: تنها محمد
برگردان: زانا کوردستانی
--در باغچه،
--در باغ،
یا جنگل؛
هرجا که پا بگذاری
درخت احساسم،
--پوست می ترکاند!
لیلا طیبی (رها)
اندیشه های کهنه
صدها کارتُنکِ منحط
در ذهنم تنیده است.
(رها)
ذهنم،،،
اشغال می شود،
زیر قدم هایی که؛
بر نداشتی!
(رها)
پرنده ای خسته ست.
--نه میل کوچی وُ،
نه دلی برای ماندن...
خراب باد آشیان سینه ام
غمت را ماندگار کرد!
(رها)
احساساتم گل داده اند!
از رقص پروانه ها
--در درونم می فهمم.
اشک هایم،
بارانی ست یک ریز
می بارد از بلندای آسمان...
باران می بارد،
خدا،
آرزوی دشت را بر آورده کرد!.
برایم،،،
اگرچه ﺗﻮﻓﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛
--[بودن در این شهر سیمانی،]
ﺍﻣﺎ،،،
ﺍﺯ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ پنجره ها،
ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ!
(رها)
ریشه میزد
عشقت در خاکم و
تو در گلدان همسایه
جوانه
از جبر روزگار
تا ناقوس مرگ
شانه میکردی
انتظارم را
✅
لانه بغض
می نشاند
پله
پله
خاطرات بی مغز را
بر بال پرنده