متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
یادگیریِ فراموش کردنت
در حدّ و اندازه های من نبود !
خودت را خسته می کنی ...
من توان فراموش کردنت را ندارم
لطفاً برگرد ...
برگرد و ببین که من در عاشقی
بالاترین مدرک را کسب کرده ام !
آری ...
با من فقط عشق را هزارباره تدریس کن...
چه خوشبو میشود کوچه از عطرحضورت
قدمهایت تکنوازی میکند در قلبی که سَر رفته از احساس عاشقانه ها
گُم میشوم در پرسه های سَردَرگُم و درد به اُستخوان میرسد از وابستگی دیدارت
چه بی بهانه جا میگذارم دلواپسی هارادر کهنه تَن پوشی که سراسر خاطرات دور ونزدیک توست
آرامتر برو...
🐺 « می دونم که هیچ وقت اینو نمی بینی! اما مهم نیست...
ولی ت♡و همیشه برام مهم بودی! کسی که بدی هاشو نمی بینم!
دوس♡ت دارم:)
هیچ وقت تو روت نگفتم... و نمی گم!!!
امشب که فهمیدم خوشحالی خیلی حالم خوب شد:)) •♡•
همیشه خوب بمون... قول بده خراب...
روزگاری غریبه بودم
تا اینکه از افق چشمانت طلوع کردی و بهارلبانم را شکوفه باران نمودی وآرام آرام درقلب ترک خورده ام ، نشستی، ومن جان گرفتم ،از دم عیسویت ،وچنان بال پرواز گشودم که جز تو بالی به گردم نمی رسد....
به راستی تو کیستی ،که نفست بهار را...
*✲سلام نرگس جان!
حرف زیاد است و وقت کم!
قول داده بودم که اولین باران بهاری را باهم تماشا کنیم!
دیدی زیر قولم نزدم؟!
~•~•~•~•~•~•
باران می بارید. نامهذی رضا را در دست داشت و به تابوتش نگاه می کرد.
لبخند زد. رضا همیشه سر قولش بود:)
باز شیشه عطرت، شکست و هوای دلم پر شد از بوی تو
چتر پینه بسته ام سَر باز کرد و من خیس شدم از باران اشک های دلتنگی
باز شانه هایم سنگینی میکند از گرد و خاک خاطره های سرگردان
قفل لبهایم به دنبال کلید گمشده در لُکنت های دیدار...
جایی دِنج پیدا کن برا با هم بودن،
سکوت مردابی یا ایستگاه متروکه قطار فرقی نمیکند
فقط کنارم بنشین وسرم رادر آغوش بگیر
مانع بغض های بی بهانه ام نشو ،بُگذار باران چشمانم تاخیس شدن تَن پوشت محرم شود
آوازی که دوست دارم با ملودی دریا برایم زمزمه کن و...
تو را من دوست می دارم چو ماهی آب دریا را
چو آدم عشق حوا را
تو را من بیشتر از آب و آدم دوست می دارم
اگر جان از کفم پر زد، محال است از تو ای زیبا صنم
من دست بر دارم.....
حجت اله حبیبی
روزگاری درسیاهی وظلمت ،دست وپا می زدم و در کنج انزوا به سر می بردم وبارها مُردم
تا اینکه ،خورشید چشمانت از افق غنچه ی لبانت درخشید وبه یکباره زندگی ام را دگرگون کرد
به راستی تو خوردشید این ظلمت کده ی قلب من هستی، بتاب تا راهنمای این زورق...
◕◕♡‿♡💙♡‿♡🌻♡‿♡💜♡‿♡◕◕
(شاید گاهی اوقات تکراری باشد،ولی گاهی تکراری ها هم زیباست)
﴿دوست دارم﴾
مهرم را از تو...
فقط یک جفت چشم عسلی که دنیا و زندگی ام در آن خلاصه می شود را می خواهم، به همراه یک جفت دست برای گرفتن و یک قلب برای عاشقی کردن و یک تو برای من...♥️
خورشید باشد یا نباشد
مهم
طلوع چشمان توست
که از پس این همه ابر دلتنگی ،بر من می تابد
تو باشی
جهان معطر می شود از عطر نفست
و جان می گیرد از گرمی نگاهت
ومی نوازد چون نسیم گیسوانت
تمام غنچه ها را بر صفحه ی دلم...
حجت اله...
ستاره ها هر شب تو را می شمارند خوبی هایت را
عشقت را
عاطفه ات را
مهرت را
احساست را
تا اینکه با شمارش خوبی های تو
به خواب می رونددر سحر....
حجت اله حبیبی
اینکه احوال دلم بی حضور تو بده
اینکه دوچشمای من از نبود تو تره
یعنی که عاشق شدم اسیرچشم توام
در حد یک تلفنِ ساده...
میخواهم صدایت را ببوسم.
حتی اگر حرفی نداشتی، سکوت کن
میخواهم هوایت را ببوسم.
گاهی برایم نامه ای بنویس،
میخواهم خطت را ببوسم.
و کاغذی را که زیر دست هایت عطرِ تو را گرفته...
عزیز مهربانِ دور نِشین من!
قلمت را نیز همراه نامه ها...