تو را دوست دارم؛ و این دوست داشتن، حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می کند...!
یڪ تو️ می آیی هزاران دل از من میرود ...
صبح شروع عاشقیست پس عاشقانه شروع میکنم صبح دوست داشتنت را که وجودت، شب و روزم را بخیر میکند... ️️️
ع ش ق ؛ سه حرف جادویی (ع)، بی نقطه و خمیده قامت، با صورتی به غمگینی آفتاب های پاییزی (ش)، پُرنقطه و نشسته بر زانوی خاطرات برگزیده ام که دیگر هق هق را نوازش نمی کنند (ق)، قهر آلودتر از (ع) اما با صورتی به امید روزهایی که قرار...
جانانم امروز به خاطر شعر، فردا، به خاطر عشق، و روزهای دیگر به هربهانه ای باید تورا خواست...
بیا و شعبده کن.. چنان در آغوشم بگیر که گم شوم در تو...
میخواهم از این پس تمام ماجرا تو باشی...
همه ی جان و دلم رفت به تیر نگهت...! ️
کاش، پایان یکی از این روزها شب نباشد، تو باشی.
اوضاع همیشه همینطور نمی ماند روزی می رسد معجزه ای اتفاق می افتد و تو آنقدر عاشقم می شوی که هیچ صدایی جز ضربان قلبم نمی شنوی و هیچ راهی جز چشمان نم گرفته ام نمی یابی آن روز که به من می رسی زمین از گردش باز می ایستد...
ماشه را بچکان بغضت را خالی کن در سینه کش دیوارتنهاییم گلوله بارانم کن جرم من ! پرسه زدن در کوچه پس کوچه های خیال چشمان توست !!
بجز رویت نمی خواهم که روی هیچ کس بینم... ️️️
چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود ای پاره ی دلم، که بریزم به پای تو️
مهم نیست ... که شانه هایت تجسم است، و آغوشت خیال ... همه ی یادت اینجاست! نگاهت.صدایت... خنده هایت دیگر چه می خواهم ...؟!
به جان آمد دل از ناز نگاهت!️
. هر صبح زندگی برای ادامه پیدا کردن به دنبال بهانه می گردد و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت. عشق ️️️
صبح ها چشمانت را درون قلبم حل مےڪنم آخ ڪہ، چہ شیرین شده است طعم دل دیوانه ام ️️️
من چلچراغ خانه ی پیراهنت باشم روزی کنارت همدمت عشقت زنت باشم ای وای فکرش را بکن بین همه خوبان آخر ببینی من فقط وصل تنت باشم شب های سرد زندگی حتی اگر آید من همدم دردت چراغ روشنت باشم می خواهم اینجا باشی و هرشب کنار تو در حال...
سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمد فقط همین را می داند چگونه وقتی تو می آیی زیباترم کند...
من از تمام این دنیا عشق می خواهم و گلهای شمعدانی پشت پنجره و لبخندهای تو که تکثیر می کند عشق را️ به بی نهایت...!
صدایم کن اعجاز من همین است نیلوفر را به مرداب می بخشم باران را به چشم های مردِ خسته شب را به گیسوان سیاه خودم و خودم را به نوازش دست های همیشه مهربان تو صدایم کن تا چند لحظه دیگر آفتاب می زند و من هنوز در آغوش تو...
شنبه به یادت شروع شد یکشنبه ؛ دوستت دارم دوشنبه ؛ دو بار دوستت دارم سه شنبه ؛ سه بار، زیر لب چهارشنبه ؛ چهار، با فریاد پنج شنبه ؛ پنج هزاره، تا بهشت... جمعه ؛ تمام عشقهای جهان مال تو کاش هفته بیشتر بود عزیزم کاش عددها را تا...
من چه چیزی را بهانه کنم؟ که به تو برگردم که به تو پیامی بفرستم از بخت بد نه کتابی پیش تو جا گذاشته ام نه عطری؛ نه شالگردنی برای یک تبریک ساده هم هیچ مناسبتی با تو همخوانی ندارد نه پزشک شده ای؛ نه مهندس و نه...! از تولدت...
تنها، پریدن راه حل اش نیست این عشق آب و دانه می خواهد پیراهن گلدار هم یک روز پیراهن مردانه می خواهد تنها، پریدن راه حل اش نیست آغوشمان آذوقه می خواهد این بوسه ها و بی قراری ها قسمت شود معشوقه می خواهد *** دلواپسم قسمت چه می خواهد...