باران که میگیرد هوا، عطر تو را می آورد تو زیر باران میروی شهری معطر می شود
شانهات مجابم میکند در بستری که عشق تشنگیست
هر روز دلم در غم تو زارتر است وز من دل بیرحم تو بیزارتر است بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر است
اگر سردت هست بگو تا یک آغوش بیشتر دوستت بدارم !
بر عشق تواَم نه صبر پیداست نه دل بی روی تواَم نه عقل برجاست نه دل این غم که مراست کوه قافست نه غم ... این دل که تو راست سنگ خاراست نه دل
جهان پیشینم را انکار میکنم جهان تازه ام را دوست نمی دارم پس گریزگاه کجاست اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟
با آن همه نیاز که من داشتم به تو پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود من بارها به سوی تو بازآمدم ولی هر بار دیر بود ...
ما را به خود کردی رها شرمی نکردی از خدا اکنون بیا در کوی ما آن دل که بردی باز ده
از فاصله ها خسته، محتاج به آغوشم باید تو بلد باشی، بر سینه فشردن را
قدرتِ عشق بنازم که به یک تیر نگاه جانِ شیرین بسپارند دو بیگانه به هم !
ضربان این قلب وابسته به تویه
گاهی تنها چیزی که مرا به زندگی پیوند می دهد فراموشی دنیاست، یک فنجان چای و یک موسیقی روحنواز چیزی شبیه نگاه تو
هرشب, دراتاقم را برای آمدنت, نیمه باز میگذارم, خیالت, نه می آید و نه فکر رفتن دارد...!
از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان ؟ کافرَست آن که تُرا بیند و بیدین نشود !
ای فدای صورت ماهت که رویت کردنش ... عید فطر مردم است و عید قربان من است ...
ولی این جمله بیا بغلم ببینم چته قشنگ همه غرغرها رو میشوره و میبره ️️️
کافه گردی با تو در دی ماه می چسبد عجیب گور بابای همه،استاد و درس و امتحان
عالم اگر بَر هم رَوَد ، عشقِ تو را بادا بقا ...
رُخ بنما که چشم توست دوای چشمان تَرَم
کلافهکهمیشدم اسمشوصدامیزدم وقتیمیگفت«جانم» اصلایادممیرفتازچیکلافهبودم!
ز کدام رَه رسیدی؟ ز کدام در گذشتی؟ که ندیده دیده ناگَه به درون دل فِتادی؟
دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را
Never Ever Give Up On Someone Love You... هرگز از کسی که دوستش داری دست نکش... ️️️
یک جهان بر هم زدم از جمله بگزیدم تو را من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تورا...؟