سرد است هوا بیرون اگر میروی دستهای مرا هم با خودت ببر!
آمدمت که بنگرم گریه نمیدهد امان...
یکیباشه اینستاتوحذفکنی تلگرامتوپاککنی...وبری یهگوشهباهاشزندگیکنی...
عشق در حوصله پیداست نه در های و هوی
دوست داشتنت اگه جرم باشه من گناهکار ترین آدم روی زمینم
مرا بپیچ در حریر بوسهات مرا بخواه در شبان دیر پا مرا دگر رها مکن ...
همیشه قصه شب در همین خلاصه شده است تو غرقِ خوابی و من غرقِ آرزویِ توام
هرکهجزمنبود ازدیدارمانمایوسبود همتمراروداگرمیداشتاقیانوسبود...!
عشق یعنی من ِ سرمایی ِ تب دار و مریض ژاکتم را بدهم تا که تو سرما نخوری
بچهکهبودم نمیدونستمدوستداشتنچهشکلیه، فقطمیدونستماونتوکوچست، منمبایدباشم...
ترک عادت مرضِ سخت و گریبان گیریست خواستم عشق تو را ترک کنم، باز نشد!
تنِ تو معبدِ ستایشِ مَن است
قدیس وارِ من، هر نوایی که در این جا می پیجد یاد آور توست، با توست که عطر مهربانی و یاس را حس می کنم، صاحب تمام رویاهایی و شکوه تمام شعرهای جهان به خاطر توست
دوست خوبه نه بیوفا زندگی خوبه نه بیصفا عشق خوبه نه بیمعشوق من خوبم نه بی تو
خیلی حس خوبیه .... میدونی هزارتا کار داره ... اما برای تو همیشه وقت داره
دوست داشتن نم نم باران است کم کم میآید و به درازا میکشد بارانى دوستت دارم
نمیتونی تصور کنی که چطوری تمام وجودم به پرواز در میاد وقتی تو رو میبینم قلبم برای تو میتپه
بر پنجرهام بخار تو میچسبد صبحانه در انتظار تو میچسبد قوری و سماور و دو فنجان با عشق چایی چقدر کنار تو میچسبد
وزن دار نمیگویم قافیه هم نمیگذارم بی پرده و رک میگویم دلتنگتم
چه خوش خیال است فاصله را میگویم به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است اینجا در میان دل من
اگر پادشاه بودم شک نکن صدای خنده ات را سرود ملی میکردم
با تو باشم به هیچ خرسندم
فرصت دلبری بده به زمستان بهار بانو...
در حسرت دیدار تو آواره ترینم هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست