آبان را به این می گذرانم تا پنجمین روزش تو را در میان باران و برگ های پاییزی تقویم پیدا کنم...
تورا جون جان خود میدانمت
پسورد قلبم شده اول اسمت
سایهام عاشق سایهات شده میخواستم ببینم آیا میتوانیم همسایه شویم؟
دلم میخواد بیام پیشت.. بزارم سر روی دوشت بگم میمیرم از عشقت برم گم شم تو آغوشت.
باران که میبارد به یاد قلب من باش که غمگین است باران که میبارد دلم یک تو میخواهد و جاده ی بی انتها ...
من معنی عشق زا با تو فهمیدم
دوستت دارم بهایش هر چه هست روی چشمانم
آدم دوس داره رو بعضیا بنویسه این مال منه️
تو اوج خوشگذرونی بهت پی ام میده دلتنگتم این دیگه خیلی دوستت داره..!
عصرای پاییز فقط درحالتی قشنگه که بدونی بعد اینکه دوشتو گرفتی و نسکافه تم خوردی قراره بری قدم بزنی.
عشق یعنی از نگاه کردن بهش سیر نشی حتی وقتی اون نگات نمیکنه
ιмαɢιɴe wαĸιɴɢ υp ɴeхт тo тнe perѕoɴ yoυ love every мorɴιɴɢ تصور کن هر صبح بیدار شدن کنار کسی که دوسش داری رو...
آدم است دیگر... هرچقدر هم که قوی باشد، گاهی وقت ها نیاز دارد، مچاله شود در آغوش کسی...
+ یک چیز را می دانی ؟! – چی؟ + گاهی تو تنها انگیزه ای هستی که صبح به امیدش چشم باز می کنم...!
بعضی وقتا ادم دلش میخواد واسه یکی مهم باشه یکی دوسش داشته باشه یکی بی هوا بهش بگه اماده شو میام دنبالت...
پلکی بزن... بیدار شو صبح است و وقت زندگی
یه صبح بخیر گفتنایی هست که به امیدِ دیدن و خوندش از رو صفحه ی گوشی بخاطرش زود بیدار میشی... چقد خوبه و دلچسبه برات این حس....
رفتی توی وجودم...
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
من اینجا درست وسط پاییز ایستاده ام و دارم برگ به برگ دوباره عاشقت می شوم
و چای دغدغه عاشقانه خوبی ست برای با تو نشستن بهانه خوبی ست
تا حالا قلعه ی بی حفاظ و محافظ دیدی عزیزجانم!!! از وقتی دلم پی نگاهت رفته مثل قلعه ی بی محافظم و منتظرم بیای که فتحم کنی.. از این ساده تر مگه کاری هم هست
جمعه چقدر دلچسب است ، برای فکر کردن به تو ! وقتی بین تمام روزمرگی هایم حضور داری و من جمعه را ؛ بیخیال ترین آدم دنیا میشوم