متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
*مرگ*
عزیز آسمانیم هنوز رفتنت را باور ندارم اما مرگ خودم را هر روز بیشتر باورمیکنم
سیگارِ نیمهتمام را
روی لبهی پنجره گذاشتم.
صبح که برگشتم،
نیمی از شهر سوخته بود.
*درهای بسته*
روی ما در ها بستند
عیبی ندارد
ما ذهن هایمان باز است
قلبم بعداز رفتنت همچون برف باران خورده قطره قطره آب شدو محو گردید
درد آنجاست که بعدرفتنت تمام خاطرات خوب اشک آدمو در میاره
محرم بود و طفل غرقه در خون
که در آغوش بابا گشت گلگون
محرم ماه خون و اشک زینب
و ذکر وای بر من های بر لب
صبــــح یعنی..،
مســــت در آغـــوش تـــو پیــدا شـــــدن...
باز عصـــر و عطـــر دلتنــگی تـــو،
پیچیــده در حـــال و هـــوام...
تمـــام عشــــق و عـــاشــقی مـــا،
تقصیر چشــم جیگـــر گوشــه ی مردم بود...
بدرقه یِ بهآر
دست بوسیِ خورشید
گُل،
قطره ای شبنم گدایی میکند
کمی باران ،کمی باران
کــــاش مــــرگ دست میجنبـــانـــد،
همگیِ مان خسته شده ایم از این زندگی اجباری.
چند وقتیستـــ...
که کسی را به کسی میل سخن نیست دگر.
کـــــس به دل حســــرت دیـــدارت نـــدارد،
جـــــز مــــــنـ...
اینجا چند وقتیست هوای بی کسی بارانیست.
آنـــــجا چطــــــور؟
چــه تنهـــا و غــریبـــ افتــاده ام امشبــ...
میــان سیــلی از خاطـــره هایتـــــــ...
به تماشای دریا ایستاده بودم
بی خبر
از جذر و مد عشقت..
یاغی بود
نمی خواست راه اجدادش را ادامه دهد،
پروانه ای که
به آتش پشت کرد..
زمانی که قلبم در آشوب است
به یاد تو حال دلم خوب است
به زیبایی ات
کس همانند نیست..
ای چشــــم تــــو درمـــــان مـــــــن،
ایــــن هجـــــر آخـــــــر تا به کـــی...؟
بالاتر از سیاهی، سپیدیِ موهای سر ماست.
که در فـــراقتــــ سپیــــد شــده انـــــد...