چه می ماند از زندگی اگر که کم شود از دست هایم لذتِ در آغوش کشیدنت؟؟
نمیدانم چرا وقتی به آغوش میگیرمت دیگر به هیچ چیز، فکر نمیکنم .. شاید ، آغوش ، بن بست تمام افکارم است ...
آرامِ جانِ من... نمی دانم الان در کنارِ که هستی و دستِ چه کسی در دستانِ توست... چه کسی تو را در آغوش می کشد و روز و شبش را با تو می گذراند... ولی من اینجا، هنوز هرشب در اتاقم تنها، می گریم برایِ نداشتنت... هنوز داغدارِ از دست...
همه ے زندگے را خلاصه مے ڪنم درتو...که میخندم براے تو می بوسم براے تو آغوش تنها آغوش تو
و گاهی تنها خواسته ی یک زن، تمام شدن در آغوشِ مردیست که دوستش دارد ️️️
آغوش گرم خویش دمی بگشای تا پیش پای وصل تو جان ریزم...
خوش بختی براے من یعنی تو این ڪہ ڪنارم دارمت... لمست می ڪنم می بویمت و در آغوش می ڪَیرمت!! خوش بختی براے من یعنی زمان دلتنڪَی سر بچرخانم و تو باشی ...!!️ ️️️
ما این بهار،جور دیگری سبز می شویم... ومی دانیم که روزهای خوب خواهند رسید. می دانیم که "آفتاب" انتظار ما را می کشد. روزهای خوب که رسیدند با هم جشن آغوش ولبخند می گیریم... نوروز مبارک
صدای تو مخدرم بود... خمار می شوم وقتی نمی توانم آن را در آغوش بگیرم..
. قلب من فقط به این امید می تپد که تو هستی، تویی وجود دارد که من می توانم آن را ببینم، او را ببویم، اورا ببوسم، او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم. ️️️
گره بزن آغوشی را به تنت که دلتنگ توست! در وقت نیاز می خواهد و یک شانه ی محکم... ️️️
مرا در قابِ چشمانت به آغوش بگیر و پناهم دِه... بگذار آرام، بگیرم... در مامن نگاهت...️ ️️️
این بهار، در خانه سبز می شویم، در خانه جوانه می زنیم، در خانه شکوفه می دهیم. این بهار را در خانه می مانیم و دعا می کنیم برای رسیدن روزهای خوب، برای دوباره سبز شدن... آگاهیم به اینکه بیرون از این خانه درختان شکوفه زده اند، گنجشک ها آواز...
راه که میروی، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو هم قدم باشم میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد تو فقط برای منی ! ️️️
صبح است و بخیر بودنش️ فقط بستگی به این دارد که تؤُ یک لیوان چای بریزی و لبخند بزنی ڪه به همین سادگی با دستِ خالی عشق را در آغوش بگیریم.!️
بگذار آغوش به آغوش،بوسه به بوسه ، شعر به شعر ،مسلط باشم به عشق به دوست داشتنت ... ️️️
در قرنطینه بی قرنطینه ، با هوا و بی هوا ، با بوسه و بی بوسه ، در آغوش و بی آغوش ، با بهانه و بی بهانه ، چه بخواهیم چه نخواهیم چه بمانیم چه بمیریم ، تو در من و من در توام ...
امشب به همراه آغوشم برایت کمی خواب آورده ام انتخاب با توست؛ یا به چشمانم برس یا به آغوشم...
تو ماه باش بر چشمانم بتاب من شب می شوم ، تو را در آغوش می کشم ... ️️️
من از آغوش و شانه تو️ بارها به بهشت رفته ام بهشت مگر کجا مى تواند باشد جز آنجا که با خودت نگویى ڪاش جاى دیگرى بودم؟
دختر که باشی... میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستت بگیری و دیگه از هیچی نترسی دستای گرم و مهربون پدرته، هر کجای دنیا هم باشی ،چه باشه چه نباشه قویترین فرشته ی نگهبان پدرته
پدر عزیزم در این روز فرخنده دلم میخواست تو را در آغوش بگیرم و صورت مهربانت را غرق بوسه کنم ولی برای حفظ سلامتی ات و شرایط ویژه ای که در آن قرار داریم خودم را از زیارت رویت محروم و با آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری روز پدر را...
شاید اگر بیست سال پیش یکنفر مى نشست روبرویم و برایم از این روزها میگفت، فقط و فقط میخندیدم و از کنارش رد میشدم... در سالى که گذشت، حال هیچکداممان خوب نبود... سال که تحویل شد، سیل خانه هایمان را برد... همین که مى آمدیم از نو بسازیم، زلزله مى...
قشنگترین کنسرت دنیا صدای نفس کشیدن تو در آغوش من است نفس بکش ک محتاج ریتم قشنگی از نفسهایت هستم ....️ ️️️