زلیخا جان یوسفت راستش را بگو... به خدایت چه گفتی که اینطور پادرمیانی کرد؟؟
ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت: چیز دندان گیرِ مرغوبی نداری بیشتر؟
تو بخند همین برایم کافیست گور پدر تمام دلتنگی ها
هوای پاییز جون میده واسه مچاله شدن تو بغلت
در مسجد عشق رفته بودم به نماز گفتند اذان بگو من از آن گفتم
خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی! که بی قرار نباشد؛ که بی قرار شوی...
بنازم چشم مستت را که سرمست جهانم کرد...
بهشت یعنے : لمس ڪردن گرمای دستهای مردانه اش در هوای خُنڪ ️️️
به دوست داشتنت مشغولم... و این زیباترین دل مشغولی... دنیاست... ️️️
ما همه چشمیم و تو نور ای صنم چشم بد از روی تو دور ای صنم
تو ستاره ام باش..! قول می دهم یک عمر؛ آسمانِ شب هایت باشم..
و اما عشق... تاوان مهیبِ تنهایی ست... ️️️
از هر تکراری خسته ام جز دوست داشتنِ تو...
اینکه لبخند میزنم عشق می ورزم نفس میکشم و زندگی میکنم دلیلش تویی
عشقی که بعد از صد سال بازم مثل روزای اولش بجوشه خوبه
خدایا سیب خوردیم سیب زمینی سرخ کرده هاتو که نخوردیم فدات شم
اتفاق خوب آبانم چه می شود بیفتی در آغوشم؟
هیچ کس این را نمی داند... بوی بهشت درست از پشت گردنش می آید..
بیا که *شعر *هایم مغزم را خورده اند بس که حرف آمدنت را می زنند!
آشناست به بوی قدم هات کوچه
شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد
دو چشمت از عسل لبریز و لبهایت شکر دارد بیا، هرچند میگویند: شیرینی ضرر دارد
با یک فنجان چای هم می توان مست شد اگر اویی که باید باشد،باشد.
انقد دلم میخوادش که انگار هیچوقت کسیو اینجوری نخواستم! ️️️