حق نداری به کسی دل بدهی الا من پیش روی تو دو زاه است فقط من یا من ...
چو شب... به راه تو ماندم که ماه من باشی
مست و خرامان میرود در دل خیال یار من
دوستت دارم اگر می توانی بیا و این را تلافی کن...!
بوس از تو و جان از من!
آن رفیقی که به ایام غمم دور نرفت زیر شمشیر غمشس رقص کنان خواهم رفت
کنار بزن گیسویت را دلم گرفت در این کسوف
وصله می زنم کفش های رابطه را نخ که بدهی
قلبی با سر بر قفس سینه کوفت! باز صدای پای تو می آید
ماییم و خیال یار و یک گوشه ی دل
روی این قفل نوشتند / دعا می خواهد من سپردم به خودش/ هرچه خدا می خواهد
هر چیزی آخری دارد️ آخر آرزویم با بودن اسٺ
در خم زلف تو هر شب ببرم دست و سرم گر چه هر چند / که عمریست خیالم واهیست
برای رسیدن به *تو* راه نمی روم پرواز می کنم...
تو رو ترجیح میدم... به کل دنیا و آدماش
+ میخوام برم... -کجا؟؟ +قربونت
کاش یه ادکلنی بسازن بوی موهاتو بده
خدای مهربونم همه چی رو اون موقع بهمون بده که ذوقش رو داریم
در دلم غوغاست اما راز داری بهتر است چشم می دوزم به در / امیدواری بهتر است
دل نزد تو است / اگر چه دوری ز برم
بی صورت او مجلس ما را نمکی نیست...!
ای خوش آن وقت که ما را دل بی غم بوده ست
خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست
درد ها دادی و درمانی هنوز