عمر گذشت ، وز رُخَش سیر نشد نظارهام حسرت او نمیرود از دل پاره پارهام ...
اومدنت مبارک فرشته آسمونی چاره آرامشمو فقط تویی که میدونی
جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق مظلوم ترین عاشق دنیا *مادر*
ماه کامل شده ای چشم حسودانت کور آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری
عشق فقط یک کلمه بود تا تو اومدی توو زندگیم و بهش معنا بخشیدی ... .
در دلم غوغاست اما رازداری بهتر است
کاش که می شد فقط یه بار بیای بگی دوستت دارم... .
بعضیا رفیق نمیشن! یه فرشته میشن توجهنم زندگیت...
آن قدر میخندم که اشکم در بیاید این هم به نوعی گریه با سبک جدید است
و سهم ما از تمام دنیا انتظار بود و سهم ما از تمام انتظارها هیچ
شوق من چندین برابر میشود با دیدنت وای من دیوانهام دیوانهی خندیدنت ...
به زن سخت نگیرید مگر در هنگام به آغوش کشیدنش
تاریک شدهست چشم بیتو ما را به عصا چه میفریبی
دار و ندارمو میدم که تو همیشه بخندی
مه/ تا دید/ غرق راه رفتنت شده ام/ ترا/ در خودش /گم کرد.
عینکیبودنِاو رازظریفیدارد شیرمحبوسنباشد همهراخواهدکشت!
بر سنگ مزارم بنشین شعر بیفروز من می شنوم گرچه به قلبم ضربان نیست
سختست بگیری خبر از حال کسی که از اینکه تو باشی و نباشی نگران نیست
درانتظار بامداد اشک ریخته است فردا سهم ما عمرگمشده
دلِ درخت پُرازشکوفه باد چشمک می زند
تمام حرف بر سر حرفی است که از گفتن آن عاجزیم
دلبرِ دل نازکِ من، بهترین اتفاقِ زمستون، تولدت مبارک
تازه بعد از تو به خود آمدم و فهمیدم که چه اندازه به دنیای تو وابسته شدم ...
من پناهنده ام به مرزهای تنت ...