رفتی و پس از تو نفسم رفت ، دلم رفت هر بار که از ریل گذر کرد قطاری
بعدِ ویران شدنم ساخت مرا اما رفت... فرض کن بارِ دگر زلزله دربم بزند
ای اتفاق کوچک ساده پاییز دارد تمام می شود نمی افتی؟
از آرزو کردن نترس! تو مستحق بهترین اتفاقات روی زمینی تولدت مبارک بهترینم
دلم بغل میخواهد از آنهایی که تاریخ انقضاء ندارد ... ️️️
گل انار/ بگومگو داره /با ابراه/اب /اواز میخواند
وجودت تضمین میکند خوشبختیِ دلم را...
بزرگی جهان را بیخیال، من آن چند وجبی درون سینه اَت را طلبه اَم
خنده هات دقیقا همون فرمولیه که من واسه ادامه زندگی بهش نیاز دارم
جنبه ی مثبتِ شک این است که هر امری را ممکن فرض میکند.
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است : یکی در قلب ، دیگری در آسمان ...
مانند کبریتی که روشن شد نمی دانم من زنده ام این روزها یا خودکشی کردم
خوشا آن دل که دلدارش تو گردی عزیز دلم تولدت مبارک
عاشقم کردیورفتی لعنتیاینرابدان، پیشپایتمیگذاردروزگار،ایندردرا...
امیدوارم به همه ی آرزوهات برسی یلدات مبارک...
گر چشم دوختم به تماشای این و آن می خواستم که از تو بیابم ، نشانه ای
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
من یک آذرماهی هستم درسته زندگی سخته اما از من سخت تر نیست.
تا دهان مفت و گوش ها مفتند پشتمان حرف مفت بسیار است
گفتند: « داروی دل چیست؟ » گفت: «از مردمان دور بودن...»
فقط وقتی بهت فکر میکنم مجبور میشم عمیق تر نفس بکشم ...
عاقبت در شبِ آغوش تو گم خواهم شد دل به دریا زدن رود تماشا دارد...
خوبِ من! این دل فقط دیوانه ودرگیرتوست...
پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم /شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده ام