به علت تنهایی با هر کسی نپرید گرسنگی دلیل کافی برای خوردن هر آشغالی نیست
میان این همه فعل تنها* رفتن* به صرف تو بود
پدرم امشب افتاده به جانم تب یادت چه کنم...!؟
شب بخیر غارتگر شب های بی مهتاب من منتی بر دل گذار امشب بیا در خواب من
چه استراحت خوبی است در جوار خودم خودم برای خودم با خودم کنار خودم
و از تمام جهان سهم من باشی و بس..
بوسه، اولین جرعه از جامی است که خداوند آن را از چشمه ی عشق پر ساخته است.
آدم باید اول انسان باشد بعد دکتر.
من نمیخواهم از طریق آثارم به جاودگانی برسم، میخواهم با نمردن جاودانه بشوم.
درنگ، بهترین درمان خشم است.
گفت این خاصیت مردار است عمر مردارخوران بسیار است
سُرخیِ پیراهنت / که پاشیده شد /خیابان / شکوفه زد!
تندتند مینویسد / شب... / گریه / خاطرات را، آب و تاب میدهد
بی تو چگونه میشود آبان بیاید طاقت ندارم نیستی باران بیاید
و در معراج آغوشت پر از حال خوشایندم.. .
چشم تو روى من غم زده شمشیر کشید قلب من یاد تو افتاد فقط تیر کشید
تو که نمی دانی ! چه کیفی دارد بیاید کسی که همیشه دنبالش بوده ای
تو را چه غم که شبِ ما دراز می گذرد؟ که روزگارِ تو در خوابِ ناز میگذرد
یک دختر همیشه در اوج ظرافت قوی هم هست...
یکی زیر یکی رو زیباترین بافتنی دنیاست دستهایمان
قدری حالِ خوبِ بی ترسِ فردا را آرزوست..
تو بهترین رفیق زندگیمی
آبان ماهی جذاب تولدت مبارک
مرا ببخش که با دوریت زنده ام هنوز...