️تارس : قانون سوم نیوتون میگه برای اینکه بخوای به چیزی برسی باید از یه چیزی دل بکنی
این پاییز تو را کم دارد برای قدم زدن وگرنه من آدم خانه نشینی نیستم...
بی من تو هر جا که هستی دلت شاد امشب ..
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست
دلم روشن است روزهای انتظار و دلتنگی به زودی سر خواهد آمد و چشمان زیبایت از محاصره ی ابرهای تیره رها و دوباره درخشش آن گرما بخش زندگی ما خواهد شد. به این امید روزهای اندوهبار حبس را در این چهار دیواری می گذرانم.آنچه که تحمل روزهای طاقت فرسا و...
تمام آرزویم است سرودن غزل ز تو و شرح دلتنگی ام...!
سهم من از یک یاد هر شش ساعت یک فنجان دلتنگی تلخ است...!
تا که رفتی از کنارم ناگهان باران گرفت ابر هم گویا توان این جدایی را نداشت...
باران گرفته است کنارِ نبودنت باران گرفته است همان جا که نیستی تکرار میکنم که کمی بیشتر بمان تکرار میکنی که نباید بایستی
پاییز پشتِ خنده ی مان داد میکشد دستِ مرا خیالِ تو در باد میکشد در من...کسی شبیه تو فریاد میکشد حالا کجای شهر و در آغوش کیستی
انتظار را باید از مادر شهید گمنام پرسید! ما چه میفهمیم معنی دلتنگی را . . .
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
باران پچ پچ ملایمش را به گوش زمین می زند شیشه زنجموره ی باران به ضرب قطره و من پنجه در پنجه ی چنار برای ریخته شدنم به من بگو با این همه پاییز که از تهرانم کنده شده چه کنم وقتی که نیستی میرزای من
میان این همه هست آنکه باید نیست
آنقَدَر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد ، مرداد هم از شهر رفت از غمت ، شهریور بیچاره حلق آویز شد
ڪاش پیشت بودم پرڪاربردترین جملہ، تو عاشقانہ های این مملڪتہ ... ! ️️️
از خودم برایت بگویم؟ از خانه، از خیابان، شهر، صدای پایِ ما، شب؟ از کجا برایت بگویم عشق من! جایی که تو نیستی، گفتن دارد؟
بی تو جهانم خالیست
وقتی تو اینجا نیستی پاییز جایش خالی است همچون درخت کاج پیر از سبز بودن خسته ام...!
این غم انگیز ترین حادثه ی پاییز است جمعه و نم نم باران و خیابان... بی تو
هوای آمدنت دیشبم به سر میزد نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد
کاش تو اینجا بودى و منو اونقدر لاى دستات فشار میدادى که غم ازم بچکه ️️️
پنجشنبه ها و جاهای خالی... به پنج شنبه که می رسیم... جای خالی ها ... خودشان یکی یکی ردیف می شوند... یکی دیگر نمی آید یکی از دور پیداست یکی در قاب عکس... و یکی هم هست اما انگار نیست!
برگ به برگ هدر می دهی پاییز را به پای نیامدنت...