متن طبیعت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات طبیعت
دلم برای آغوش طبیعت تنگ است.
برای لحظه هایی که زمین سفره اش را پهن می کرد...
باد می رقصید و دست نوازشش را بر سرمان می کشید،
برای قلقلک سبزه ها،
موسیقی آبشار ها،
و نغمه ی پرنده ها
زیر آسمان بزرگ و آبی خدا
دلم تنگ روزهای با...
طبیعت سرد شده بود
بهار او را در آغوش گرفت
تابستان گرمایش بخشید
اما
کمک به طبیعت بهانه بود
این دو نفر او را کشتند!
ملحفه ای به نام پاییز بر سرش کشیدند
و هیچ کس نفهمید که
ملحفه نه! خونِ طبیعت نارنجی بود!
در مهلکه ی فصل ها
زمستان...
چشم هایم طبیعت را می جویند
و به هر سمتی که نگاه می کنم
زیبایی بیداد می کند.
از درختان سرو سر به فلک کشیده
تا چمن های سرسبز که آفتاب
پوستشان را زرد کرده
یا از گل های گلزار که با
رنگ و عطرشان عاشق را
مست می کنند....
هر فصلی یک نقاشیِ بی نقص است؛
که از رسوماتِ دلبری پیروی می کند.
باید لا به لای خستگی ها
مو به موی طبیعت را با چشم دل نگریست،
و آرامش را درون رگ ها جاری کرد.
باید پا در کفشِ آدم گذاشت و
سیب های ممنوعه ی زندگی را...
دل خوشی های آدم،
رنگ تازه ای به خود می گیرند،
وقتی طبیعت و باران همدیگر را عاشقانه بطلبند...!