متن کتاب آوای احساس
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کتاب آوای احساس
zahakimi.blogfa.com
وقتی که از حالو، هوایت، گفتوگو دارم
بارانِ ابرِ مهربانی، آرِزو دارم
از باغِ عشقت میشوم هردم شکوفا وُ
در دستِ احساسم، گُلی خوشرنگ و بو دارم
zahakimi.blogfa.com
کتاب آوای احساس، بیتی از غزل ۱۷۵:
دنیای فردای من از: «تو» شوق میگیرد
در صبحِ امّیدم زِ «تو» روزی، نکو دارم
zahakimi.blogfa.com
کتاب آوای احساس، بیتی از غزل ۱۷۵:
با «تو» بهاران میشود پُرشور و پُر،احساس
بی «تو» دلی پژمردهو، بیرنگ و رو دارم
zahakimi.blogfa.com
کتاب آوای احساس، بیتی از غزل ۱۷۵:
شورِ شرابِ عشق را با «تو» بنوشد دل
بی «تو» ولی خونابهی غم در سبو دارم
zahakimi.blogfa.com
کتاب آوای احساس، بیتی از غزل ۱۷۵:
شورِ شرابِ عشق را با «تو» بنوشد دل
بی «تو» ولی خونابهی غم در سبو
zahakimi.blogfa.com
کتاب آوای احساس، بیتی از غزل ۱۷۵:
با من بمان؛ ای عشقِ نابِ لحظههای جان!
زیرا که با «تو» حال و روزی بس نکو دارم
zahra_hakimi_bafghi
ناگهان بارید بر دشتِ نهان، بارانِ عشق
پرتپش شد نای جان، با شورشِ پنهان عشق
رنگِ زردی موج میزد، بر رخِ احساسِ دل
سرخ شد حسّ دلم؛ گُل کرد، بر دامانِ عشق
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، غزل ۱۴۸، بیت سوم:
گُل به گُل، دشتِ وجود من، همه، سرشارِ مِهر
زنده گردیده، دلاز: لبریزیِ پیمانِ عشق
zahra_hakimi_bafghi
سرودههای الههی احساس:
سبزه در سبزه، بهاران شد دلِ دنیای من
برگریزانِ جنون، گردیده چون، بستانِ عشق
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، برشی از غزل ۱۴۸:
مصرِ قلبم را گرفت اینک، نگینِ سرخِ مِهر
بر دلم جاری شده، در هر زمان، فرمانِ عشق
گر بگوید: «جان بده!» جان دادنم، سهلست؛ سهل
از صمیمِ نای جانم، میشوم قربانِ عشق
zahra_hakimi_bafghi
سرودههای الههی احساس:
میروم همواره در راهِ جنونِ عاشقی
تا شود نامنتهای من، فدای جانِ عشق
دوست دارم، همچنان، تکرار بنمایم کلام
وصف گویم پُرشرار از عشق و شورستانِ عشق
zahra_hakimi_bafghi
سرودههای الههی احساس:
گر نباشد، «عشق»، میمیرد دلم، در بغضِ غم
جان بگیرد حسّ دل، با جامِ بیپایانِ عشق
گشته سرشار این دل از: جامِ صفای عشق و باز
تشنهاَم من؛ تشنهی سرچشمهی جوشانِ عشق
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، برشی از غزل ۳۵:
صدای آمدنِ نوبهار، در راه است
شمیمِ باغِ گلِ انتظار، در راه است
نشستهاَست دلِ من، در انتظاری سبز
قرارِ این دلِ بس بیقرار، در راه است
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، برشی از غزل ۳۵:
یقین شدهست دلم را، که بیگمان آید
امیدِ باورِ امّیدوار، در راه است
پُر از صدای محبّت شده، گلِ احساس
سرورِ سینهی گشته دچار، در راه است
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، برشی از غزل ۳۵:
فضای باغِ دلم، پُرشده، از عطرِ نور
شکوفه گل شود و، سبزهزار، در راه است
ندا رسیده به جانم، که میرسد آخر
قرار و ساعتِ دیدارِ یار، در راه است
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، بیتی از غزل ۳۵:
شمرده شورِ دلم، هرچه روز بود از عمر
شمارشِ تپشی بیشمار، در راه است
zahra_hakimi_bafghi
کتاب آوای احساس، برشی از غزل ۳۵:
شمرده نبضِ دلم، جمعههای بیاو را
کنون زمانِ ظهورِ نگار، در راه است
نسیمِ مهر وزیده، به گلشنو، اینک
صدای بلبلِ هر شاخسار، در راه است
zahakimi.blogfa.com
بیتی از غزل ۱۱۸، کتاب آوای احساس.
در نگاهم برقِ شادی میزند چشمک ز نو
چشمهی دل میزند برق از تو چون دریای شید
غزل ۱۰۱، کتاب آوای احساس
شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الههی احساس)
روزی دلِ من، ساکنِ گُلشهرِ هنر بود
در، عاطفهی نبضِ دلم، شور و شرر بود
در سینهی من، مِهرِ وفا، بود درخشان
گنجینهی دل، معدنی از: دُرّ و گهر بود
امّید، دمادم، به درونم، شده جاری
در باورم از:...
بیتی از اشعار الههی احساس:
وصالِ خود بِنِما بر گُلِ بریشمِ دل
که چنگِ مهر زند، کوکِ عشق، موی تو را
برشی از غزل ۵ کتاب آوای احساس:
هوای دشتِ دلم، پُر شده، از عشقِ تو باز
دمیده در رگِ دل، موجِ مِهر، خویِ تو را
زِ خوی خوبِ تو شاد و، غزلسراست، دلم
تمامِ هستیِ من، دارد آرزویِ تو را
برشی از غزل ۵ کتاب آوای احساس:
تمامِ حسّ دلم، پُر شد از: هوای تو وُ
نموده حس، تپشِ نبضِ مِهر، رویِ تو را
فضای قلبِ مرا، پُرنموده عطرِ تنت
معطّر است گُلِ دل؛ گرفته بویِ تو را
برشی از غزل ۵ کتاب آوای احساس:
خوشست، گفتهی احساسِ من، زِ وصفِ رُخَت
به زیر لب، کند این جان، بگو مگویِ تو را
خوشست، دیدهی احساسِ من، زِ دیدنِ ماه
کند، اشاره به انگشتِ شوق، سویِ تو را
برشی از غزل ۵ کتاب آوای احساس:
چِقَدْر ثانیههایم، گرفته بویِ تو را
به هر تپش، دلِ من، دارد آرزویِ تو را
تپش، تپش، دلِ من، میتپد به عشقِ تو باز
نفَس، نفَس، تبِ دل، کرده جستجویِ تو را