تشنه ام تشنه ی آغوش تو حتی به گناه آتشی بر تنم انداز جهنم به درک
واسم بجنگ گیر افتادی ... واست جون میدم حله؟
آمدم ازحسرت یک بوسه آزادم کنی من فقیری عاشقم درعشق دلشادم کنی
من سال هاست با تو و حوایی ات خوشم فهمیده ام که تا ابد آدم نمی شوی!
دوستش داری و از خیر و شرش میگُذری دل من! از تو چه پنهان که تو بسیار خری
در پاسخ یک بوسه دو صد بوسه گرفتم چون عهدِ "بزن درّو" ی آن دوره گذشته
ما ز چشمِ مستِ تو مستیم و این دیوانه ها لافِ مستی می زنند از باده ی انگورشان
️درد و درمان منی ،آرامش جان منی ️️️
نسبتت باهاش؟! میزنہ قلبم براش ️️️
این روزها بیش از پیش مراقب خودت باش یک تار موی تو شاهرگ من است...
دلبرجان تو خودت عید منی حضور تو با ارزشترین عیدی نوروز من است ...
دل تنگم و دلتنگ نبودی که بدانی چه کشیدم عاشق نشدی ، لنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
تا ابد باید بخندی جان فدای خنده ات خط لبخندت شده امضای من ،میخواهمت
اینجا هنوز زمستان است،بهار با تو پس از قرنطینه می آید
و چشم های تو همان کافه ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد!!!
تو که شیرینی محضی، سر بازار نخند تاجران با دل خوش بار شکر آوردند
چشام میخکوب خنده هاته
باهاش قهرم امّا از جونم بیشتر دوستش دارم..
و در گرمای تابستان تو را در باد گم کردم تو را در کوچه های ناکجاآباد گم کردم...
ای یار مَرا سیر نگاهم کن و بُگذار با قَهوه ی چشمانِ تو گیرم دو سه فالی...! .
با اردیبهشت بیا تا به همه ثابت کنی از میانه بهار، عید می شود …
اردیبهشت را با تو که باشم می شود اردیبعشق …
شیرین تر از شیرین منم عاشق تر از فرهاد شو...
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد...