تو را عاشقانه تر دوست خواهم داشت چه بمیرم ، چه بمانم قلب تو آشیانه ی من است ؛ و قلب من باغ و بهار تو ...️
صبح بخیرهایت را به گوش عالم رساندم کسی از بهار گفت.. اما من بهار را هم با صبح بخیرهایت نوشتم.. ️️️
بی آن که بوی تو را بشنوم ریشه های سیاهم در تاریکی بیدار می شوند فریاد می زنند : بهار ، بهار شاخه های درختم من به آمدنت معتادم
عطر ِتنت از هر کجا گذشت... بهار شد.
در بهار من ، هزاران من است ...! کہ لحظه لحظه قیام می کنند ، برای ستایش تو ...!️ ️️️
روزهای آخر اسفند دستانم را بگیر، و به بهار پیوند بزن... زمستان به بهار شاخه ی خشکیده به شکوفه و من به تو ختم شوم شیرین است... ️️️
هر کجا باشی بهار همانجاست مثلِ قلبِ من... ️️️
تقویم به ما یک دم و بازدم بی دغدغه بدهکار است بهار و پاییز و زمستان و تابستان هم ندارد.
هرجا بروم دلم تورامےخواهد درتاب وتبم دلم تورا مےخواهد در باغ و بهار و گلشن و گلخانه هرجا که شوم دلم تورامےخواهد ️️️
بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد چراغ مجلس ما پرتو روی تو بس باشد ️️️
فروردین تنها با تو برایم فروردین می شود این شکوفه ها ، عطر گلها هیچ کدام بهارم را بهار نمی کنند تنها قدم های توست که با خود بهار می آورد ️
این سان که با هوای تو در خویش رفته ام گویی بهار در نفس مهربان توست. ️️️
بهار شو بیا در آغوشم … بگذار تمام شکوفه ها در دستهای من برویند…! ️️️
نمی شود می دانم، نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد!️
بهار می تواند نام تو باشد وقتی که در همهمه یِ سبزِ دلم دوستت دارم هایت شکوفه می زنند....️ ️️️
آری، با توام من در تو نگاه می کنم در تو نفس می کشم و زندگی مرا تکرار می کند بسان بهار که آسمان را و علف را پاکی آسمان در رگ من ادامه می یابد
یادم باشد عاشق کسی شوم، که شعر را بلد باشد ! کسی که بفهمد وقتی؛ ستاره را به چشمهایش، زمین را به آغوشش، و بهار را به بودنش تشبیه میکنم ! یعنی، دیوانه وار دوستش دارم ... ️️️
بهار یعنی جای بوسه های مردی که من باشم روی گونه های زنی که توباشی شکوفه بدهد! ️️️
تو که آمدی، زمستان ِ لب هایم از حواس بوسه ات، بهار را احساس کردند.
اسفند کم کم ته نشین می شود و من دوست داشتنت را می سپارم به فصلی جدید بهار زمزمه ی زیبای عاشقانه ی تو ست
مثل بهار میماند آمدنت شکوفه بارانم میکند ...
می شود میهمان تابستان بود و از دستانِ آفتاب فنجانی گرمی سرکشید میشود با لباس خزان چشم در چشم پاییز گذشت میشود روی چمن های یخیِ زمستان پابرهنه قدم زد و تنها با «تو» و به بهاری چون «تو» رسید می شود...
اسفند من بی لبخند تو️ خالی از شوق رسیدن بهار است.! ️️️
در بدترین شرایط زندگی بخاطر داشته باش همانطور که نمی توان جلوی اتفاق بد را گرفت همانطور هم نمیتوان جلوی اتفاق خوب را گرفت درست مثل رنگین کمان پس از بارش باران های تند درست مثل بهار و روییدن شقایقها که هیچ قدرتی نمی تواند جلوی آمدنش را بگیرد اتفاق...