️دکتر ندیمی: همیشه یا نمی رسیم,یا وقتی میرسیم که دیگه دیر شده.
میدونی اشکال زندگی واقعی چیه؟ این که تو صحنه های حساس موسیقی نداره
گفتی میز را بچین / می آیم / چقدر برف نشسته روی صندلی
دو عاقل ممکن است بر یک چیز اتفاق کنند اما دو جاهل به یک کار سازگار نشوند.
کسی که روح شادی دارد، همیشه وسیله خوبی برای شادمانی و خنده پیدا می کند.
کسانی به خرد دست یافتهاند که گمان نمیبردهاند دارای آن هستند.
ناخودآگاه هریک از ما به نامیرایی خود یقین دارد.
کافر باشد که با لب چون شکرت امکان گنه یابد و پرهیز کند...
گرم را بر عکیس کن تا بفهمی دستانت نباشند من به چه دردی دچار میشوم
گاهی تنها که باشی... دلت حتی از دیدن یک جفت کفش هم می لرزد!
زل می زند سکوت به چشمان یار
در شهر هر چه می نگرم غیر درد نیست
چنان تنهای تنهایم که حتی نیستم با خود نمیدانم که عمری را چگونه زیستم با خود
دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن.
گوش کن به حرف هایی که نمیزنم...
عاشقانه هایم تمامی ندارد وقتی تو دنیای منی
نه من از خود / نه کسی از حال من دارد خبر
هر شب منم و خیال جانان
سال هاست که تو را به دل آورده ام اما به دست نه...
با هر کس میشه خندید... ولی!!! فقط در آغوش یک نفر میشه گریه کرد
در جامعه ای که مردم از آزادی محرومند عشق / فرصتی برای تجربه کردن آزادی است.
دلم را پهن کرده ام تا پاییز را برایت ریز ریز کنم
این جا هیچ چیز سر جایش نیست حتا مد روی آه
طلعت * ت * تمام طالع * من *