متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
نمی خواستم این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می دانند!
این است که،
هرچه می نویسم عاشقانه ای برای تو می شود.
گفتی برای ساحلت قایق نبودم
هرگز نماندم پای تو عاشق نبودم
اصلن به حال من دلِ عالم نمی سوخت
نقاشیِ آیینه های دق نبودم
این لکّه های بالش از چشم ترم نیست
تا صبح هر شب خیس از هق هق نبودم
باشد تمامیِ غزل هایم دروغند
گیرم برایت شاعری صادق...
بخوان مرا
جان می دهم
پای صدای تو
ماه که توباشی
میل ماندن ندارد
هیچ ستاره ای
صیدنظرلطفی
زیباترین گره
گره ی موهای توست
چون به بهانه ی آن ها هم که شده
هنگام کلافگی
مو و شانه را به من می سپاری...
-کتایون آتاکیشی زاده
با روح آغشته به تو چه کنم؟! یارا
چشمانش پایان من و شروع او در من بود
در تاریکی ، زندگی گم می شود
عشق گم می شود
ترس بیدار می شود
شادی ، زشت می شود
غم از کوچکی گم می شود
انتظار ، پوچ می شود
انسان نیست می شود
نور اگر بتابد زندگی می آید
زندگی اگر بیاید انسان می روید
زندگی درخت است...
آغوشت
اردیبهشت دنیای من است...
آنقدر صدایت کردم اسم تو را
که همه شهر فهمیدند راز مرا