مرا نشانه می گیرد سلاحِ چشمانت تو خواستنی ترین قاتلِ دنیایی... مرا نشانه بگیر دست های من بالاست برایِ تو مردن شبیه یک روئیاست...
آدم چه بلاها که سر خودش نمى آورد...همین از دور نگاه کردن را میگویم...آخرش که چه؟ قایمکى تماشایش کنى و هزار تا سوزن از چشمانت بریزد روى قلبت تا رد شود و برود...؟ چه بلاها که سر آدم نمیاورند با این رد شدن و رفتنشان...
دوری از چَشمانَت بَد ترین تَحریمَست عاشقت خواهم ماند بهترین تصمیمَست .
چشمانت حکم تیر که می دهند، تابستان آغاز می شود. .
هر صبح ... زندگى براى ادامه پیدا کردن، به دنبالِ بهانه می گردد و چه بهانه اى زیباتر از چشمانت ...! ️️️
هوس داشتن تو گرم است و شیرین مثل خوردن یک لیوان چای داغ توی جنگل هوس داشتن تو به دل آدم می چسبد مثل قدم زدن روی ماسه های ساحل و تصور هر عاشقانه ای هوس داشتن تو میماندمثل رفتن به شمال جوری جاده ها خیره ات می کنند انگار...
صبح هایم بوی تو را میدهند بوی عشق را بوی پروانه های رنگی وسط طاق آسمان چشمانت بوی زندگی .. میون پریشانی نگاهم که خانه میکنی دلم پر می کشه از حس بودنت و رنگ میگیره جهانم از هر چه زیباییست .. باز هم لبخندت را مهمان چشمهای من کن...
ایستاده ام دُرست در مرز چشمانت نگاه کنی میمیرم نگاه نکنی میمیرم نفس بکش مرا عطر عاشقانه هایم مستت خواهد کرد ️
چه فرقی میکند،مهره ی سیاه باشم یا سفید،چشمانت با اولین حرکت ماتم میکنن ️️️
اسفند ندارم جای آن هر روز برای چشمانت بهمن دود می کنم
روزی تو را خواهم بوسید به یاد اولین دیدار زیر چتر آسمان به نشانی باران تو را در آغوش خواهم کشید و به نشانی چشمانت و چکه های شوق به پای کوبی ما شدن به آغازی نو دوستم خواهی داشت تو را روزی خواهم بوسید
چشم تو تابید و صبح آمد پدید️ هیچ کس، صبحی... چو چشمانت ندید! ️️️
مثل چای بعد از ظهر یک روز پر مشغله میمانی گرمای قهوه ای چشمانت، می شوید خستگی یک روز کاری را!
... از میان تمام چیزهایی که از تو دیده ام چشمانت محشر است دوست دارم یک شب بروم تا آخرش را ببینم و هنگامی که بر می گردم در میان این راه پیچاپیچ خودم را بارها جا گذاشته باشم خودم را روی مژه هایت گونه هایت و تعدادی را روی...
گرمای عشق تو را از هر فاصله ای حس می کنم که زبانه می کشد در من گرمی محبتت باید به تو بگویم چقدر خورشید در آغوش توست که من سال هاست در تب عشق تو می سوزم و چشمانت تنها پنجره ای ست که زیبایی ها را آورده که...
گفته بودم از ارتفاع می ترسم؟؟؟ دستانم را بگیر دارم از چشمانت می افتم...
دلم سکانس عاشقانه میخواهد اینکه.. چشمانت بدون سانسور غارتگر بوسه هایم باشد و در آغوشت بی هراس تمام خستگی هایم را پر بدهم.... ️️️
بعد ها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد بامن تنهاتر از ستارخان بی سپاه...
مواظب باش که چشمانت را بیش از حد بر روی جزئیات متمرکز نکن. به اندازۀ کافی دور بایست تا بتوانی دورنمایی از کل دریافت کنی.
صبح چشمانت موسیقی دل انگیزی است ڪہ ملودی هزاران عاشقی را در خود دارد بلندشو خورشید رابہ دامن بگیر واز ترانہ خوش مهربانی همین ملودی در رقص هزاران بوسہ بچین برای صبح دلمان ️️️
سلام چشمانت را،،، باز کن، میخواهم،،ت اول صبح به جای... آفتاب قرص ماهت را تماشا کنم ! و صبحم را، با یک... فنجان عشق داغ آغاز کنم !! ️️️
. هر صبح زندگی برای ادامه پیدا کردن به دنبال بهانه می گردد و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت. عشق ️️️
صبح ها چشمانت را درون قلبم حل مےڪنم آخ ڪہ، چہ شیرین شده است طعم دل دیوانه ام ️️️
یک مرتبه راهی شدی تا من سهمم از احساست همین باشد پاییز غوغا می کند هرشب تا دردهایم بیش از این باشد... آذر تهِ احساس پاییز است یلدا همیشه اوج دلتنگی یعنی شبش یک لحظه بیش از پیش با غصه های عشق می جنگی... وای از غم پاییزِ بی مهرم...