متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
آغوش تـو
تنها پنـــاه
امن آغــوش
مــــاستــــ...
هر لحظه از نبودنــش.
آب کـــرد ذره ذره وجــودم را...
اگر
نبض باران
در دستان تو نیست
چرا بعد رفتنت
باران
می گیرد.
در من
پیچیده است
صدای
زنی
که نامش را از یاد برده ام
ولی « مادر » صدایش می کنم.
غـــم به دل راه ندارد،
وقتی تو مثل نفــس در تــن ما بسیاری...
و چه غمگین است هوایِ دهِ ما،
پُر زِ اندوهِ جنوب و بویِ باروت.
امید
به شوق
وصل
توست،
که مرا
زنده
نگه
داشته...
کاش
اشتباهی
هم که شده.
سرنوشت تو را
مـــی انــداختــــ
داخل روزگـــار من...
تـــو
تنها اتفاق
شیرینی
که قصد
افتادن
در دامان
دل را ندارد...
کجایــی
ببینــی
دلواپسی هایم
سراغتـــ
را میگیرند...
تـــو بایــد مهــربان باشــی،
که اینگونه به دل افتــاده مهــــر تـــــو...
سال هاست که رفته ای
میز تحریرم پیرو شکسته شد
؛ولی قلمم هر روز
از آمدنت مینویسد
زیبایی، چشمانت رسوای جهانم کرد
جانم به فدای چشمت، ای مظهرِ زیبایی
تــو برای آغــوش تنهـــایی مــن.
بیـــش از حــد نیستـــی.
تـــو همــانی،
که یادتــ را هر شبـــ به آغــوش میکشم...
همچون خـــدا دوستتـــ دارم،
ای زیباتــرین خیــال تنهــاییِ مـــن.
از تمــــام عشق تـــو،
سهمـــم فقـــط تنهــاییست...
شبـــ
آغازیست
بـــرای،
دوبــاره
بـــه تـو
اندیشیدن...
صبح از مردمک چشم تو دیدن دارد.
ای همه دارو ندارم صبح چشمانت بخیر...
وقتی گرسنه می شوم
سیر می گریم
به یاد خنده هایت .
ساعت ها را
به دار آویختم
تا نشان ندهند
بی تو بودن را ...
برای ساختن
از خود
و برای باختن
از دل
شروع کنید.