متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
عجب حماقتی!
دنبال نقاشی هستم
تا چروکهای صورتم را پنهان کنم.
بر روی ران زنی،
رقص و سماع میکند
دوک نخریسی...
در کوچهمان
دروازهی آبی خانهای
دلم را میلرزاند.
بوی خاک میآید!
در کجا،
چشم انتظار نوروزی،
ای بهار!
من کی بدون تو زندگی کردهام!
که اینبار
دومین بارم باشد؟!
تو تمام دنیای منی،
و ساکن این دنیا،
تنها یک نفر است...
شهری در قلبم است!
ولی ویران ویران،
وقتی تو در آن نیستی.
بیتو
نفس کشیدن سخت است!
این بود آخرین احوال من...
یک به یک
روزهایم را میشمارم.
من محکوم به حبس
زندان توام.
تازه شدن زخم
از خود زخم دردناکتر است!
دوبارهام نکن!!!