متن یار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات یار
آشفته دلی دارم و دربند تو زنجیرم
زین حال که من دارم دیری است که میمیرم
در درد تو بیمارم ،درد از تو طلب دارم
شیرین بسی دردی کز یار طلب دارم
ما قصه یِ دل جُز به بَر یار نبردیم
- هوشنگ ابتهاج
دلم برای تو تنگ است و من قرار ندارم
مها بیا که دگر تاب انتظار ندارم
کجا گریزم از این شب که از هجوم خیالت
به سر خیال رهایی، وَ یا فرار ندارم
اگرچه ره نگشودی مرا به شهر وصالت
ولی تحمّلِ رفتن، از این دیار ندارم
قسم به موی...
تا خدا باشد نباشد دیگری پس نگو دارد که یار دیگری