بیو رفتن
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو رفتن
شعر ششم :«من از رفتن نمیترسم»
طنازماجولانی
پاییز۱۴۰۵
من از رفتن نمیترسم؛ از ماندن میترسم، وقتی دلی دیگر برای ماندنم نمیتپد.
از شبهایی که کنار کسی مینشینی و دلت میخواهد کاش کمی دورتر بود؛ از حرفهایی که پیش از گفتن در گلویت پیر میشوند؛ از دوستداشتنهایی که باید برایشان...
شعر سوم :«بعضی خداحافظیها»
طناز
پاییز ۱۴۰۵
بعضی خداحافظیها صدا ندارند…
نه دری محکم بسته میشود، نه کسی اشکهایش را به رخ دیگری میکشد، نه حتی جملهای گفته میشود که بشود تا سالها در خاطر نگهش داشت.
فقط یک روز میبینی دیگر از حال هم نمیپرسید؛ دیگر کسی منتظر...
عشقم نروی باز فراموش کنی ...
از من گذری مرا تو خاموش کنی
پرسید:
اگر روزی تورا ترک کنم!
چه اتفاقی می افتد؟
با بغض گفتم:
تو رفته ایی...
و دیگر اتفاقی نخواهد افتاد.
دنیاکیانی
خاطره ها،
می گذرند
و
می گذارند
داغی را بر دل
بعد رفتن
هرکاری میخوای بکن تنهابامن قهرنکن تنهایی می کشتم زندگیم زهرنکن حتمامیدونی گلم مرگ دله رفتن توهرچه می کنی بکن هرچه فقط عشقم نرو