رفیق یکی باشه ولی همیشگی باشه
ای کاش کسی می آمد و غم ها را از قلب اهالی زمین بر میداشت...
کاش همه یکی را داشتند که عشقش یکی باشد
از کنارت میروم مرگ دلم یعنی همین عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود
خنده رسوا می نماید پسته ی بی مغز را
تو مگر در به دری خانه نداری ای بغض همه شب/ سرزده مهمان گلویم هستی؟!
در خموشی های من فریادهاست آنکه دریابد چه می گویم کجاست؟
ز تمام بودنی ها تو فقط از آن من باش
خدا وسط غم هات یه گل می کاره مطمئن باش
بوی دلتنگی پاییز وزیده ست ولی... اولین موسم این فصل مگر مهر نبود...؟!
خدایا... گشایشی ایجاد کن برای دلهایی که با بغض صدایت میزنند...
خدا تو رو آفریده واسه خودم...
خواستنی ترین خواستمی دوست داشتنی ترین داشتمی...
وای که بیمار بشم تو بشی طبیبم...
تو بهارم باش من شکوفه به شکوفه عاشقت میشوم...
سلام خوش آواترین ملودیِ صبح است شنیدن صدایت زندگی را بخیر میکند.....
ترک ما کرد آنکه با ما روزگاری یار بود
ما که دل کندیم از او دیگر چه فرقی می کند با سگان زرد باشد یا شغالان سیاه
مجال خواب نمی باشدم ز دست خیال
پارادوکس یعنی ندارمت و گاهی فکر از دست دادنت دیوانه ام می کند...
رفیق یه تار مو از سرت کم بشه همه رو کچل میکنم
اگر دلت گرفته سکوت کن کسی معنای دلتنگی را نمی فهمد
لبریزم از خود نمی آیی
* پای لنگ* سنگ های سیاه نردبان رویا