متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
جهان تاریک ،
و
مسیر باریک ،
نه پای رفتن دارم
و نه
نای ماندن ،
می شود
راهنمایم باشی
حجت اله حبیبی
تلخ است،
دیدن تو با دیگری
وقتی ،
آرام می پیچی ،
که مرا نبینی
نه
تا تو را نبینم
حجت اله حبیبی
هرکی
به چیزی نیاز دارد
درد ، به درمان
زخم ،به مرهم
ومن به تو
باور نداری،
از شب و اشک
بپرس
حجت اله حبیبی
می خواهم
اما ،
نمی توانم
به تو فکر نکنم
حجت اله حبیبی
کاش
انار بودم
وقت دلتنگی
می ترکیدم
حجت اله حبیبی
زمان ، بخیه می زند
امّا
نه درد ها را
حجت اله حبیبی
نیش تو،
مرا
خواهد کشت
وقتی که،
باز است.
حجت اله حبیبی
چهره ی صبح می شکفد!
دمیکه
عکس خویش را
در برکه آفرینش
به نظاره می نشیند...
حجت اله حبیبی
دنیا مال تو
تو مال من
کی برنده است؟!
حجت اله حبیبی
مسیر ،
اصل زندگیست،
مقصد خیال بافی ...
حجت اله حبیبی
مسیر را بچش
که مقصد رویایی بیش نیست.
حجت اله حبیبی
دل تنگ تو ام
مثل کودکی که
روز اول مهر می گرید
از رفتن مادرش
من نیز
از مهر، نه ،
از بی مهری می گریم
حجت اله حبیبی
پاییز
بساط کرده است
رنگ ها را
زرد ،
قهوه ای ،
نارنجی ،
خرمالو ،
سیب ،
انار
عجب فروشگاهی ست پاییز .
حجت اله حبیبی
من
زودتر از همه
پاییز را
لمس می کنم
وقتی ، آبشار چشمانم
آواز دلتنگی سر می دهد .
حجت اله حبیبی
همه رفتند
از این شهر شلوغ...
حجت اله حبیبی
کاش
اشکی
از گوشه ی چشمی
بتکانیم .
حجت اله حبیبی
چشمِ آسمان گریان ،
نه از غم
از
خرد شدن برگ ها ، زیر قدم های انسان های دل سنگ.
حجت اله حبیبی