واژه بهانه بود .... با بند بند وجودم نوشتمت خواندے .... ورق زدے .... حواست به پاورقے ها نبود .... من ...؟! پای هر ورق عاشقت شدم ....!!!
گاهی... نه آهنگی حرف دل تو را می زند نه شعرهایت باید ،همان لحظه آغوشش باشد ،زبانِ احساس اش تا دلِ بی قرار ات را آرام کند
جان و دلم ساکن است زآنکه دل و جانم اوست... ️️️
تو فصل چندم زمینی که در آغوشت عالم و آدم را از یاد می برم... ️️️
تو میخندی و خودت نمیدانی مرا به همین سادگی به آرزوهایم میرسانی ...
دیوانه ی تو به غیر من کیست عزیز؟ درگیرم و تکلیف دلم چیست عزیز؟ من قید تورا نمی توانم بزنم عاشق شدنم دست خودم نیست عزیز
بهترین ملودی دنیاس؛ صدایِ نفسات تو بغلم ...️ ️️️
نامت را باید در صفحه اول روزنامه هاى فردا بنویسند تا همه شهر بدانند تو زیبا ترین تیتر زندگى ام هستى!!
تو قشنگ ترین رویای عاشقانه های منی درست مثل رویایی که هر صبح از زیر پلکهایم عاشقانه پر می کشد و شانه هایم ساعتها عطر موهای تو را می دهد !!. ️️️
کاش !! اولین بوسه ی سال را از لبان تو آغاز کنم آی ، چشمهایت - تفسیر ِ سبز ِ حَوِل حالِنا ....!!!!....
امی قرار ایمرو بو تا اوسره کوسوف توسه کله لا قرار ماامروز بود/ انتهای کسوف/لای درختان توسکا
گرمای اغوشت زیباترین لالایی شبانه است چه ارامشی،دارد سینه به سینه تو خوابیدن....️ ️️️
نمی دانم ! نور از آفتاب است یا از تو؟ فقط می دانم ... صبح بخیر هایت ؛ دنیای مرا نورانی می کند !
باران است و بهار ، من هستم و دوست داشتنِ تو ، چه فَصلِ روح نوازی ست ، جَهان .
صبح که چشم باز کنی ... بیشتر می شود دوستت دارمت... آغوش اگر باز کنی... چه ها شود...؟ ️️️
سَر بر سَر و لب بر لب و آغوش تو ای یار رویای منِ عاشقِ دیوانه همین است! ️️️
دهانم پر شده از بوسه های داغی که ؛ دوستت دارم را فریاد می زنند ! برخیز ! هیچ چیز شبیه لب های تو نیست !
حاصل بوسه های تو اکنون منم شعری که از شکوفه های بهاری سنگین است و سر به سجده بر آب فرود آورده دعا می خواند.
ʜᴀᴠɪɴɢ sᴏᴍᴇᴏɴᴇ ʟɪᴋᴇ ʏᴏᴜ ɪs ʟɪғᴇ داشتن یڪی مثل تو یعنی زندگی ️️️
از ماجرای عشقت، رو سفید بیرون آمدند، موهایم...
عشق را با تاری از روحم و پودی از جنس احساسم هم قد تن تو بافته ام تا انجماد وجودت را با دستان خودم پوشانده باشم.
تشنه حرف هاتم، نمی خواهی سیرابم کنی؟️
. زیباترین سمفونی عاشقانه ام صدای نفس های توست️
غایِب مَبادا صورتت، یک دَم زِ پیشِ چشمِ ما...