و عشق لبخند توست از فرسنڪَ ها دورتر آن ڪَاه ڪہ نڪَاهت فاصلہ ها را در ڪَوشم نجوا می ڪرد! و من تو را خواستم . حتی با همین فاصلہ هاے بینمان... ️️️
کرونا به ما آموخت اگه فاصله مون رو با آدما حفظ کنیم حالمون بهتر میشه ...!
گاهی کسانی که هزاران فرسنگ از شما فاصله دارند می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند در شما ایجاد کنند
من تفنگی شده ام رو به نبودن هایت رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت...
پشتِ سکوتِ من,دریایی از دله باید رها بشیم از بندِ فاصله پشتِ سکوتِ من,فریاد عشقمه عشقی که زاده ی یک حسِ مبهمه حس گذشتن از این روزگارِ بد حسِ گرفتنِ دستِ تو تا ابد.
جان دلم اعتبارت پیش دلم تنها به حضورت نیست تو در جانم رخنه کرده ای و من از فاصله هراسی ندارم ،،،️
من به مرزای لباسمون وقتی بغلم باشی هم میگم فاصله
می گویند فاصله ، عشق را تهدید می کند . دروغ می گویند ! من هرچه از تو دور شدم ، دلتنگ تَر شدم ...
گرچه این فاصله ها، خاطره ها را نو کرد روز و شب یاد " تو " را در بغلم می گیرم
بدون تو اینجا چقدر سوت و کور و ساکت است روزهای من درست مثل شب، گوری تاریک است مردم بروید و از خورشیدم سوال کنید که چرا از زمین انقدر فاصله دارد و دور است
جهان که فاصله ای نیست ! تا ماه پیاده میروم اگر آنجا خانه ات باشد … ️️️
فاصله ما، شعرهای بافته بر تار و پودِ زندگی است
چه خوش خیال است ...... فاصله را می گویم........ به خیالش تو را از من جدا کرده........ نمی داند تو جایت امن است ...... اینجا ......میان قلبم!
وقتی حصارِ فاصله ویران نمی شود تنها بخند و خاطره ها را مرور کن
تق تق تق فشفشه فاصلمون کم بشه هیزم و نفت و آتیش دوست دارم خداییش سیب زمینی به سیخه عکس گلت به میخه غماتو بیار فوتش کن کینه داری شوتش کن ! هوا بهاری میشه سرما فراری میشه زردی ازت دور بشه هر چی میخوای جور بشه ! چهارشنبه سوری...
فاصله ی میان من و تو فاصله ی اسفند است و فروردین ... همانقدر دور ... همانقدر نزدیک ...
چه خوش خیال است فاصله را می گویم به خیالش تو را از من دور کرده نمی داند جای تو امن است اینجا در میان دل من ولنتاینت مبارک عشقم...
فاصله آزمون دلهاست. یا دلتنگ میشوی یا فراموش....
گاهی میان بودن و خواستن فاصله می افتد بعضی وقتها هست که کسی را با تمام وجود می خواهی ولی نباید کنارش باشی.
فاصله ای بینمان نیست رخ ب رخ در آینه ی خیالمی بی هیچ نقطه ی سیاهی
خیلی که به آدم های اطرافت نزدیک میشوی یادت می رود که دیر یا زود می روند... یادت می رود که دیر یا زود خسته می شوند و دنبال بهانه می گردند تا از تو فاصله بگیرند... خیلی که غرورت را برای دیگران بشکنی، خیلی که بدانند دوستشان داری، آنقدر...
چه کرده ای که از پشت فرسنگ ها و سال ها فاصله بی آنکه ببینمت بی آنکه لمست کنم از آن تو شدم...
نگران نباش، حال من خوب است بزرگ شده ام … دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم آموخته ام، که این فاصله ی کوتاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ” آموخته ام که دیگر دلم برای ” نبودنت ” تنگ نشود… راستی، بهتر از قبل...
قصه ی عشقت باز تو صدامه یه شب مستی باز سر رامه یه نفس بیشتر فاصله مون نیست چه تب و تابی باز تو شبامه... داوود ملکان مردی که در خیابان از عشق خواند و بذر شادی پراکند.کاش شادی به این سرزمین برگردد.