کاش این هوا هر روز مثل ِتو باشد بوییدنی بوسیدنی نفس کشیدنی...
بهار به اردیبهشتش دلربایی می کند تو به آن طرزِ نگاهت
تو همونی هستی که جایگزینی برات، تو قلبم نیست
دوستت دارم به حد غیر ممکن ها...!
لبخندو نگاهت به کنار من به صدایت چقدر محتاجم
تا نفس دارم بدون قلبم اقامتگاه توست...
برکه ی خیالم اقیانوس آرام میشود آنگاه که به تماشای "تُ " هستم
از دفتر خاطراتم تنها یک برگ مانده سفید می گذارمش برای روزی که ببوسم ات ...
عشق با بوسه عمیق می شود شعر با نگاهِ تو...
از خود دفاعی نداشتم وقتی لبان او حالت بوسه داشتند...
بوسیدمش و یک نفس تا خانه مان دویدم آنروز همه چیز زیبا بود حتی قار قار کلاغ ...!
چیزی جز عطر تو نیست در هوا؛ پاییز هی تازه می شود عشق هی رنگ می گیرد
عشق تو تصاویر بهارانهٔ چالوس پر دلهره مانند زمستان هراز است
هم قلبی و هم سارق قلبی
این باران نیست! تویی که از آسمان زیبای شهر می باری...
از همه عالم دلارامم تویی
من با خیالت پیوندِ دلم را بسته ام حالا تو ... هر کجا که دلت میخواهد بُرو
لبای تو... مثل قنده، هر لحظه که فشارم میفته نیاز شدید بهشون دارم
در صفحه ی شطرنج دل مات رخ ماهت شدم سرباز عشقت گشتم و یکباره گمراهت شدم
تمام نشدنی است حس بینهایت دوست داشتن تو
عجب آرامشی دارد منظره ی زیبای چشمانت
با تو حال تمام لحظه های من عشق است
من همانم که تو غمگین بشوی میمیرد
تو ناب ترین واژه ی اعلای جهانی تو خوبترین عشق منی،حضرت جانی