امروز لابلای گل ها مادر هیچ رد پایی
روز مادر ساعت خوابیده بود پروانه ای روی صندل
یکی میآید یکی میرود و این قانون بقای زندگیست اما تو که رفتی هیچ کس نیامد انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی.
روزگار، نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره ی من باز می شود... صفر! هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام
یک خاطره داریم و یک خروار شب ....
یه شیشه وقتی که میشکنه لبش تیز میشه بعدش میخوای آدمی که دلش شکسته همون آدم سابق باشه…
شب میلاد من ِ بی کس و کار است ولی باید امشب بروم شام غریبان خودم
تو از همه به من نزدیکتر بودی... و رفتنت مرا از همه غمگین تر کرد... به من بگو آخرین شاخه... چطور می شکند...
ای بنده ی من با وجود من چرا غمگین و نگرانی!؟ حتی اگر طناب طاقتت به باریکترین رشته ی ممکن رسید نترس ، من هستم
غمگینه که بخوایش و نخوادت و غمگینترش اونه که بخوادت و دیگه نخوایش. .
گاهی اوقات همه چیز میشه یک خط ، یک افق و نارنجی غمگین گاهی هم شب است هم روز
باغِ صبور و خسته از دیماه غمگینش برفی بدونِوقفه میبارد به تسکینش
هر آدمی رنج هایی در دل دارد که از دیگران مخفی میکند، بیشتر اوقات شخصی را که سرد خطابش میکنیم در اصل غمگین است...
آدمهای موفق همیشه دو چیز بر لب دارند: لبخند و سکوت لبخند حلال بسیارى از مشکلات است و سکوت روشى است براى دوری از مشکلاتِ بیشتر ... بودا
خدایا هر شب به آسمان نگاه می کنم و می اندیشم در این آرامش شب چه بسیار دلها که غمگین و پر اضطرابند خدایا تو آرام دلشان باش... .
کسی که بدونه شما ناراحتید و بزاره با اون حال روزهاتون رو سپری کنید.... و شب ها غمگین بخوابید، هیچ کسی تون نیست!...
ای کاش راه خانه را گم کرده بودم روزی که دیدم کفش هایت پشت در نیست
روزی گفتیم فقط مرگ میتواند ما را از یکدیگر جدا کند مرگ دیر کرد و ما از یکدیگر جدا شدیم!
هوای سرد بهانه بود قلبت برای دیگری می لرزید
اون که تو خودخواهی هات مرد... دل من بود...
هوا هوای جدایی هوای تنهاییست ...
برای پاییز امسال رنگی نمانده...
همه انتظار دارن باهاشون مهربون باشی بهشون اهمیت بدی اما نمیشه باید فرقی بین اونی که بیشتر دوست داری با بقیه باشه!
به حرف قلبت گوش نکن اگه اهمیت بدى دیوونه میشى...