متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
کلمات
هم
کلمات قدیمی،
امروزه
کلمات هم
با هم قهر اند
مثل همسایه های صمیمی.
خواب
مرداب را
به هم ریخت «نیلوفر »
وقتی
قد کشید
از تباهی.
هستی مبهم تو
برزخی
کشنده است ،
که
راه
پس و پیش را
بسته است.
گاهی
فاصله
ذات آدم را
بهتر نشون میده،
مثل لنز عکاسی.
خسته ام
و دل شکسته
از نگاه سردت
که
از دهن افتاد.
قامت قیام او قیامت است
نام دیگرش یقین شفاعت است
محکوم به ماندن ایم اینجا
حکم است اگر نمی پسندید
باید که به روزگار خندید
نور از پنجره ی صبح دمید...
واژه در خواب شب است ...
شعر در تاب وتب است ...
اگر چه هست به عالم حسین بی همتا
غریب تر زحسن هم نیامده دنیا
تمـام شبــ تنهایــم.
اگر در سـر نباشــد یاد چشمانتـــ...
خیالتــ میکُشــد هــر شبــــــ .
تن آغشته در اوج فراقتــ را...
مــرا حبــس کن در آغوشتــ
که میلی نیستـــ به آزادی...
به لبهای تـــو محتاج استــ ،
امشبــ کنــج لبهایــم...
قصدش از آمدنش خیـــر نبــود.
قصد دزدیدن دل داشت، که آن هم دزدید...
هیـــچ چیـــز جــز چشـــم تــــو،
لایق این قلب ویران و تن آواره نیست...
به مثال آن سیه زلف پریشان بلندت،
شب من بی تو چقدر هست بلند...
نفهمیدم جوانی عاشقم کردی و رفتی
بهارم را به سردی مبتلا کردی و رفتی
عاقبت رفتی ولی بی مهری های چشــم تــــو،
نه ز سر رفت و نه از دیده نه از جان و نه دل...
گمـــان مبـــر که زنــده ام،
وقتی که در کنــــار دیگری خوشی...
اندیشهٔ
بهار دارد،
برگی
که رنگ عوض می کند
برای رقص قاصدک.
من قاصدکی تنها ،
کز کرده درون خویش،
یا دست نوازش کِش،
یا
بردار و به بادم ده.
پشت
لبخندت
قایم می شوم
تا گریه
رِزق شبانه ام نباشد.
در نبودت
در گوشه ی زندگی
زخم هایم سرباز می زنند
تا قلبم به احترامت بایستد