بیو فریاد
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو فریاد
رفتم از خانه به بیرون به خیابانی که
از همان خانه که دیگر شده زندانی که
در دلم آشوب و نم نم باران بزند
سیل از اشکم به جوی خیابان بزند
غرق رویای تو و هرچه که خوانم همه توست
بیگمان هرچه از عشق که دانم همه توست
آمدم تا...
عشقم به تو نوشتم یک قصه ی خیالی
در انتظارت بودم بازم در این حوالی
دیگر نمانده در من حسی برای ماندن
از هرچه آرزو بود این سینه گشته خالی
به روی شیب شیشه با گریه خنده کردم
دیدم که روزی آید از انتظار پیرم
شاید چنین نوشتی از تو...
عشقم به تو نوشتم یک قصه ی خیالی
در انتظارت بودم بازم در این حوالی
تا سور و سات نازت فریاد سینه ام شد
برگرد بی تو گشتم پاییز خشکسالی
دیگر نمانده در من حسی برای ماندن
از هرچه آرزو بود این سینه گشته خالی
گفتی چنین جوابم از تو...
فریاد از من ،
سکوت از تو،
من شرمسار سکوت خویشم
حجت اله حبیبی
- فریاد میزنم از عمق وجودم .
زندگی من شده مرورخاطراتت کزبکنم یه گوشه مبهوت ومات وساکت
ازحافظه دل عشق توپاک نمیشه تنهاعشقش تویی عاشقته همیشه
کاش یه سندبذاری فکرم آزادکنی وای خونه خراب قلبم آبادکنی
خاطرات توداره قلب منومی کشه خاطراتی که بی توبودنشون بیخوده
فکرمیکنی راحته فراموش کردن تومی میرم ومرگ من میفته گردن تو
بلند ترین فریاد ،
صدا نیست ،
سکوت است .
حجت اله حبیبی
فریاد کن
با سکوت .
حجت اله حبیبی