متن راستی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات راستی
برشی از غزل ۴۶ کتاب نوای احساس:
هرگز تو آن کاری؛ که از دستت نمیآید، نگو
انجام خواهم داد؛ تا، خوشدل کنی، قلبِ مرا!
زیرا، دروغت میکند پژمرده حسّو، حالمو
افسرده میگردد دل از: دنیای نیرنگو، ریا
شرفِ انسان
مرد یا زن ، در راستے اسٺ
راسٺے در اندیشیدن
راسٺے در احساساٺ
و راسٺے در رفٺارها
انسانِ شریف ڪسے اسٺ ڪه
زندڱی دوڱانه ، یڪے آشڪار
و دیگرے پنهان ، نداشٺه باشد.
از آسمان
ح
ر
ف
می بارد
و کودکانِ الفبا
در معصومیّتی بلیغ
آدم حرفی را می حرفند...
راستی!
ما کِی انقدر شعر شدیم !؟
«آرمان پرناک»
تو را جایی دیده ام
در آینه وقتی نگاهم می کرد
در قاب خالی پنجره
وقتی به ماه نگاه می کردم
در شادی گنجشگان صبح
وقتی در جوی آب بازی می کردند
در کتابی که می خواندم
آهنگی شنیدم
در خانه ی تو نشستم
چای از دست تو نوشیدم
چشمانی...