متن نور عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نور عشق
گل نازک عشق
تنها در سپیده دمان نور میروید
میان شوق نوازش دستان نسیم
و وفاداری سخت زمین
آنجا که پرستوها در آغوش
آبی رهای آسمان میرقصند
و خورشید مهمان پنجرههای امیدوار میشود
جاییکه همهچیز هیچ میشود
تا سرشار شود و گل نازک عشق
هرچند کوتاه
اما در سایۀ نورانی...
نیایش
نور عشق توام درسر هست
سرسودای تو دارد دل دیوانه مست
مهمان تو می شکند بهر دیدارت سرو دست
جایم ده ای ساقی شبگرد میخانه پرست
تا که نوشم جامی از دریای وجودت
بشوم غرق در مستی و مست
گره خـــورده نگاهـــت با نــگاهم
تــویـی تنـــها امیــد و تکیه گاهم
دمید از مشرق جـــان نور عشقت
چه سرمستم به هر شام و پگاهم
اسمان دلم را عشق تو پر نور کرد
همسرم
دلم در بحر عرفان غوطهور شد،
ز عشق بیکران، آتش به سر شد.
نشان به دشمنم لبخندِ مهر است،
که نور عشق، شمع بام ره شد.
نه با کین، ره به سوی دل گشایم،
نه تیر خشم، راهِ رهگذر شد.
جهان را جز صفای دل نجویم،
که جز این هرچه...
خورشید زِ پشتِ شیشه می تابد
بر دل که زِ نورِ عشق بی تاب است
هر جرعه زِ فنجان، راز دل گوید
این لحظه چو جان، پُر از سراب است
نور عشق است که از پنجره ها تابیده
به سرش گل زده گلدان و به او خندیده
پنجره باز به گلدان نظر انداخته است
طاقچه عاشقی پنجره را فهمیده
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی