کدام خانه ؟ کدام آشیانه ؟ صد افسوس بی تو شهر پر از آیه های تنهاییست
من که از یاد تو بی خوابم عزیز . نوش جانت خواب راحت! شب بخیر...
یا بفرما به سر / آیم!غرضم وصل تو باشد / چه تو آیی/ چه من آیم!
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
یا دست رفاقت نده و دست نگه دار یا تا ته خط / حرمت این دست نگه دار
به عشق کسی پایبند باش که برای تو و احساست ارزش قائل است
دارد پاییز می رسد / انار نیستم که برسم به دستهای تو...برگم پر از اضطراب افتادن
سال ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی می کند...
نگاهت را به من بده تا در نبودت تا بی نهایت خاطره ای بسازم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت...
تو شبیه هیچکی نیستی عاشقی و بی حواسی ریشه کردی تو وجودم تو یه بیماری خاصی
آغوش تو به غیر من به روی هیشکی وا نکن منو از این دلخوشیا آرامشم جدا نکن...
همه تو ی خواب ناز و منم به فکر چشمای ناز اون...
کسی را دوست بدار که دوستت دارد...
هیچ حسی به دردت نمى خورد جز اینکه کسى که دوستش دارى دوستت بدارد...
شیطنت های تو ... آخر سر مرا دِق می دهد... مردم آزاری ! ولی من دوستت دارم بمان..!
محبت تنها جوشکاری است که دلهای شکسته رآ رایگان جوش میدهد.
دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست ! حسی است ؛ که باید بی کلام هم لمس شود …
برای قشنگ شدنِ روزتون فقط کافیه بخندید همین الان و بی دلیل
حاضرم در عوضِ دست کشیدن زِ بهشت، تُو فقط قسمتِ من باشی ومن قسمتِ تُو ...
تو را دوست دارم چون یک خانهی کاهگلی دورافتاده و کوچک اما گرم اما امن...
تمام دنیا را سیاه و سفید دوست دارم به جز تو تو رنگی ترین اتفاق منی
هیچ وقت برای یه دختر ناز نکنید؛ دخترا فقط ناز کردنو بلدن، ناز کشیدنو بلد نیستن
و چقدر جای امنیست آغوش کسی که بی واهمه دوستت دارد