متن اعظم کلیابی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اعظم کلیابی
دوست دارم که عاشقت باشم
درهمین لحظه های دور از تو
عشق تو ازبرای من باشد
یک جهان پراز غرور از تو
مثل دریای پر خروش دلم
مثل آبی آسمان صبور
دوست دارم کنار من باشی
مثل صبحی که میتراود نور
لحظه های بدون تو عمریست
هرکدامش برای خود سالی...
در کافه ، کنار پنجره
چای را هم میزدم
و تماشا میکردم
که چگونه عشق
مثل قند در دل فنجان
آب میشود
پاییز،فصل کوچ مرغان مهاجر است.
کبوتران
نامه های مرا
با بالهای خود می بردند
به سوی جنوب.
و من....
در شمال تنهایی خود هنوز مانده ام
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#سپید
کفشهایم پر از خاک سفر است
و چشمانم پر از گرد غربت
اما وقتی آینه را نگاه میکنم
تصویر تو
روی آینه میماند
یک حضور همیشگی.
رفتی...
اما مثل هوایی که نفس میکشم
مثل ضربان آرام قلبم
تو در تمام ذرههای این وجود جاری هستی
پدر...
نبودنت
به من یاد...
فکرت گرفته روز و شب از دیده خواب را
از واژه هام قدرت هر انتخاب را
لحظه به لحظه همنفس جان خسته شو
تا دور سازی از دل من اضطراب را
حالا که پیش چشم توام اندکی بخند
از نو بساز، حال من دل خراب را
وقتی غزل به نام...
پاییز رسیده و دلم غم دارد
یک حس عجیب وحال مبهم دارد
برگرد بیا کویر شد خانه دل
باران محبت تو را کم دارد
ماه تبعید شده
آفتاب گردان رو بر میگرداند از خورشید...
سرو خم شده
بید مجنون گشته، گیسو به دست باد سپرده.
قاصدک رها در آسمان میچرخد.
وبه عریانی گلبرگ ها بی اعتناست.
تمام تن زمین درد میکند.
و سپید سال دستانش عطش استجابت دارد
با کدام نسیم از راه میرسی!!!!...
هیچچیز در پاییز، پنهان نمیماند.
نه سرخیِ عریان انار،
نه زردیِ رو به زوالِ برگها،
و نه رازِ مگو که میانِ دانههای سرخ،
برای شبهای یلدا، نهان کردهایم.
پاییز آمده تا به ما بگوید:
قلب، گاهی باید چنان از عشق لبریز شود
که مثل انار، ترک بخورد،
و دانه دانه،...
قلم بردار،بنویس عاقبت روزی اثر دارد
که فرهنگ غلط همواره بر انسان ضرر دارد
همیشه درد از سر میشود آغاز،این یعنی
تَحَجّر بی تمدن گاه گاهی درد سر دارد
در این ایام بدنامی ز گمنامی ست بالاتر
خوشا بر آبرومندی،که نامی معتبر دارد
ز جهل ابلهان باید بسوزد عاقلِ دانا...
جغرافیای عشق ،
جغرافیای عشق ، تاریخ سر فراز
نامت همیشه باد. جاوید و ماندگار
ژرفای نیلگون ! ای عرصه ی جنون
دریای عشق و خون، موّاج بی حصار
امید زندگی ،نامت همیشگی
بر پهنه ی جهان مانا و استوار
هم فارس زاده ای هم فارس مانده ای
هرگز نمیروی....
به جای غسل شهادت بیا سر خود را
به خاک پای امام حجاز بگذاریم
قرار آخر ما قبله ی نخستین است
به خاک مسجد الاقصی نمازبگذاریم
بیا که پنجره را نیمه باز بگذاریم "
به سوی قبله ی آخر نماز بگذاریم
به وقت سجده قشنگ است اگر سر خود را
به خاک پای امیر حجاز بگذاریم
دلتنگى
پرندهایست
که وقتی مىآیى
کوچ مىکند
وقتی که مىروى
از کوچ باز مىگردد ...
هروقت میخواهی برو دیگر دچارت نیستم
رنجیده ازعشقم ولی من بی قرارت نیستم.
از درد میپیچم بخود چون پیله ی ابریشمی
پروانه ای در پیله ام بال فرارت نیستم.
. دربازی شطرنج دل مات نگاه تو شدم..
من باختم در زندگی مرد قمارت نیستم...
باغ دلم آتش گرفت از حسرت...
سلامی به زیبایی آسمان
به ابر و به باران و رنگین کمان
سلامی پر از مهر و شادی و نور
به ایران به این خاک پر از غرور
از مهر و ماه ، در همه آفاق برتر است
آن بانویی که قم به حضورش منور است
باران شده است تا که ببارد به شوره زار
با او کویر ، دشت ولای معطر است
این میوه ی کرامت و این جلوه ی بهشت
دخت عزیز کردهٔ موسی بن جعفر ...
پاییز پراز حضور زیبایی توست
رنگش همه رنگ موی رویایی توست
دلتنگ توام فقط تو را کم دارم
برگرد بیا چه وقت تنهایی توست
آرزوی تو مرا کشت که یارم باشی
همدل و همنفس این دل زارم باشی
نکشم پای ازاین ورطه اندوه برون
تا زمانی که توهم اهل دیارم باشی
من بخوانم غزل شوق در آغوش طرب
تو هم آن زخمه همان نغمه ی تارم باشی
بی قرار تو منم مست وخراب تو...
🌺الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب علیه السلام
چقدر خنده ی شیرین تو نمک دارد
چقدر یاس که از سفره ی فدک دارد
ملاک عشق خدا مُهر و سجده نیست فقط
حلالزاده به مِهر علی مَحک دارد
چقدر جان به لبِ دلشکسته دارد عشق
نگاه کن...
روبرویم میز و دفتر ،بغض و آه پنجره
باز دارد شعر میگوید نگاه پنجره
مینویسم روی کاغذخط به خط احساس خویش
روز خود را میکنم هرشب سیاه پنجره
اشک میریزم برای درد هایش روزو شب
همدم تنهاییم گشته است ماه پنجره
میرسانم هرشبم را تا طلوع صبح درد
میرسدآرام گاهی...
جغرافیای عشق ، مغرور سر فراز
نامت همیشه در تاریخ ماندگار
ژرفای نیلگون ! ای عرصه ی جنون
دریای عشق و خون، موّاج بیقرار!
امید زندگی ،نامت همیشگی
بر پهنه ی جهان چون کوه استوار
هم فارس زاده ای هم فارس مانده ای
هر چه بخود تنید ایام روزگار
سرداده...
موسم آینه و شبنم است.
غدیر است،،،
تجلی گاه معرفت وبصیرت ...
عید دِرایَت و هوشیاری ست.
پیوند عرشیان با فرشیان....
زلال صبح است به مینا سرای خاتم...
به ساحت مقدس خاتم الانبیا.
برکه آرام است
صدایی نمیآید ...
حتی صدای بال زدن پرنده ای...
تمام جهان گوش شده...