متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
کتاب نگارش زندگیِ امسالت رو به پایان است ۱۱ فصل گذشته رو خواندی و نوشتی و در ذهن و قلبت ثبت شد؛ گر زیبا نوشتی بُرد کردی؛ لبخند بزن. گر حواس ات نبود و نوشتند برایت ،سعی کن فصل آخر را خودت زیبا بنویسی چون دگر این کتاب گشودنی نیست...
من به بی رحمی حادثه های زندگی اعتقاد دارم این که اتفاق میوفتن تا بهم بزنن تمام معادله هات رو
تو یک حادثه بودی از اون جنس هایی که نه میشه گفت تلخ نه شیرین !
مثل وقت هایی که پرستار بخش رو به روت وایمیسته و میگه خدا و...
راه دوست داشتن بعضی آدم ها همیشه لغزنده است.
خواسته و ناخواسته به تن لحظه هایت زخم می زنند و زور دوست داشتنشان به هیچکدام از این زخم ها نمی چربد.
نگاهشان که می کنی ؛ غریبه هایی را در لباس آشنا می بینی که به تازگی پوست انداخته اند....
دلم میخواهد بروم
جایش را نمی دانم
فقط میخواهم از حالی ک در این زمان دارم دور شوم
حالی ک فهمیدنش برای خودم هم نا ممکن است
دلم دور شدن می خواهد
از شلوغی
از دغدغه
از آدم ها
دلم رفتن می خواهد
یک رفتن طولانی
در این روز ها درگیر چشم های پاییزی تو هستم،
می توانم با تمام جرئت بگوییم که چشم های تو مانند پاییز ، برگ ریزان خاطره های ذهن من است.
فصل ها را به نظاره بنشین و تغییر احوال را تجربه کن در زندگی تغییر احوال را به نیکی یاد کن که قطعا تعالی تو را بدنبال دارد؛ گِلایه های زندگی را بر پیشانی روزگار حک کن که داند تازیانه های روزگار را تاب داری
روزگار میگذرد و روزها تکرار میشوند من و تو تکرار شدنی نیستیم پس بیا با بهترین و زیباترین احساس زندگی را زندگی کنیم که روزگار بر من و تو سخت گیرد که گمان بریم تکرار میشویم .
پیراهنت را به گوشه ترین گوشه ی اتاقم سنجاق کرده ام، تا چندان در دید نباشد...
آدمهای حسود را که می شناسی، بی هوا می آیند و عطرت را استشمام میکنند.چندروزی هم که گذشت انگ دیوانگی را به پیشانی ام میزنند... آنها چه میدانند عشق چیست... از کجا باید بدانند...