شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
به این دیوار ها احساس دادی
به قلبِ خار ها احساس دادی
من اصلن شاعرِ خوبی نبودم
به شعرم بار ها احساس دادی
ای حسرت جانکاه من ای عشق
ای درد من و آه من ای عشق
هم نیستی و هم همه جایی
دور از من و همراه من ای عشق
درمان نشود زخم غمت آه
ای خنجر دلخواه من ای عشق
از رنج تو آگاه نبودم
ای قصه ی ناگاه من ای...
گاه در جغرافیای زندگی
یک نفر کل جهانت می شود
هادی نجاری
« فن بیان»
بیا از خانه بیرون مهربانم
کمی صحبت بکن شیرین زبانم
تنم لرزید حرفم شد فراموش
تو را دیدم چه شد، فن بیانم
✍️ محمدی البرزی «بداهه»
دو شنبه 18 مرداد 400
دل بد مکن
عمری اگر خیال تو در سر گرفته ام
در سینه ام هوای تو دلبر گرفته ام
شرقی ترین مسیر عبور ستاره را
با شور و حال بال کبوتر گرفته ام
روزی مگر به لطف نگاهت رها شوم
از قید و بند غصه ی دربرگرفته ام
ای بهترین...
« دریا کنار»
نگاهت زیرک و لبخند داره
دلت موّاجِ وُ دریا کناره
بیا رحمی بکن بر قایق من
که زیر موج چشمت بیقراره
✍️ محمدی البرزی
یک شنبه 17 مرداد 400
«کوچه باغ»
دلم درگیر چشمان ملوست
منو عقدم بکن باشم عروست
بیا رد کن منو از کوچه باغت
می ترسم از نوک تیز خروست
✍️ محمدی البرزی
یک شنبه 17 مرداد 400
«پشیمان»
دلی دارم شده محتاج درمان
رسیده آخره یک خط پایان
خجالت میکشم این را بگویم
پشیمانم، پشیمانم، پشیمان
✍️ محمدی البرزی «بداهه»
یک شنبه 17 مرداد 400
«یا هو»
تمام عمر تنها وصل یک مو
دقایق می رود تا ساعت او
نمی بیند کسی مرگ خودش را
نمی گویدکسی یا حق و یا هو
✍️ محمدی البرزی «بداهه»
دوشنبه 18 مرداد 400
«قضاوت»
گروهی کارشان تنها قضاوت
خرابت می کنند آسون و راحت
به اسم دوستی، دستت فشارند
ولی پشت سرت غیبت، خیانت
✍️ محمدی البرزی «بداهه»
یک شنبه 17 مرداد 400
«لبخند ژکوند»
نگاهت تیز و راز آلود و تند است
جواب نامه هایم، دیر و کند است
نشد کشفت کنم، ای معدن عشق
که رویت طرح لبخند ژکوند است
✍️ محمدی البرزی «بداهه»
دوشنبه 18 مرداد 400
ابری ست در مغزم که بارانی به چشمش نیست
هیچ انتظاری از خدا جز قهر و خشمش نیست
دلخسته ام دلخسته تر از گوسفندی که
در زیر تیغ است و جهان دیگر به پشمش نیست
دنیای ما دنیای نامردی ست باور کن
من دیده ام در ناامیدی ها امیدی نیست...