متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
شب از نیمه که هیچ
از پسا نیمه هم گذشته و من
هنوز بیدارم...
چه بی اندازه دلتنگم امشب
و چقدر دامنه ی اندوهم، گستردگی دارد ...
صدای تیک تاک ساعت
همچون ناقوسِ بلندِ کلیسا
بر تمامِ وسعتِ سکوتِ شب، غلبه کرده
و من پُرَم از حجمِ سنگینِ نبودنش...
بس...
شانه ی احساس را بر سر تو می کشم
طعم خوش لحظه را ، با لب تو می چشم
مرغ دلم را ببین چگونه پر می زند ؟
خواب به چشمان من چگونه در می زند ؟
شعله ی شمع شبم دو چشم بیدار من
خواب که در می زند...
افطار می کنم
روزه ی عشقم را
به دعوت لبخندت
ردیف شعرهایم
صدای قدم های توست
بیا و با عشق بمان
من جانم را
برای قافیه
انتخاب می کنم
مجید رفیع زاد
تو اینجایی
لابلای نفس های شهر
هرصبح...
من اینجایم
لابلای نفس های شهر
بی تو...
تنهایی تلخ...
امشب ماه کدام آسمان شدی که من...بی مهتاب نگاهت...لالایی زنجره ها...بگوشم شیون تنهایی کوچه هاست...
تنهای تلخ...
بعدمن چه کسی درگلوگاهت بوسه ای خواهد کاشت؟...
تنهای تلخ...
من و تو تنهاییم و دور از هم اما دو دنیا داریم که یکیست تو دنیای من و من دنیای تو
با دوزبان و فرهنگ متفاوت اما زبان قلبمون یکیست زبان عشقه چیزی جز دوست داشتن بر زبون قلبمون جاری نیست ببین قلب با همین سواد دو کلمه ایشدوستت دارم...
گرفته عطر تو حال و هوامو
می آره حرف عشقت واژ ه هامو
چیکار کردی که بی تاب تو هستم؟
شدی دین و دل و اصلا خدام و...
جهانم دور تو می گرده هرروز
تو خورشیدی که می گیری چشامو
میگن دیونته این مرد شاعر
و هرکی که شنیده ماجرامو......
خورشید
برای تماشای چشم های تو
طلوع می کند
اگر بخاطر ماه نبود
هرگز غروب نمی کرد !
چون ماه نیز
همیشه دلتنگ
چشم های توست
مجید رفیع زاد
هر شب
آرزوهایم را
بر روی پاهایم تکان می دهم !
بیدار شوند
بهانه ی تو را می گیرند
تویی که دیگر
برای من
نیستی
مجید رفیع زاد
دل نوشته هایم
قلب من است
مهرت پنهان است
در ردیف و قافیه
در سپید و غزل
بیا که تنها محرم قلبم
چشم های توست
که ضربان
دل نوشته های من است
مجید رفیع زاد