متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
آسایشم آغوشت بود
وسایه بانم، گیسوان بافته ات،
من از زلال چشمانت می نوشیدم ومفهوم تشنگی را نفهمیدم تا وقتی
آسمان دلم ابری وچشمانم از دوریت می بارید
و آه راه را برگلویم بسته بود...
حجت اله حبیبی
وقتی از راه می رسی ،باران شکوفه و رحمت ،گلستان وجودم را معطر می کند .
تاج سعادت را بر سرم می افرازی تا خانه ی دل، مقدمت را آذین باشد وپرتو عشق، از روزنه ی امید بر آن بتابد
تو و عشق وامید
من و غم دلتنگی.....
حجت اله...
وقتی نهال محبتت را در کویر سینه ام می کاری، طفل شکوفه بارور می شود وچشمه ی معرفت، از درونم می جوشد، تا رنگین کمان امید ،باغ وجودم را بیاراید وباران اشک، زینت بخش چشم ِ خشکیده ام شود .
تو کیستی: بهار ایمان ،آیینه ی راز
یا رکوع نماز...
رفتی وآسمان دلم ابری شد
می ترسم .....
می ترسم ،باران بگیرد...
من و بارون و چتری که دستان گرمت را می طلبد...
حجت اله حبیبی
از لمسِ نگاهِ تو
تا حضورِ احساسِ من
جایی که هر قسمش
جنون و دلدادگی است.
دوست داشتنت را
ساده و بی تکلف
دوره می کنم.
دیگر چه فرقی می کند ،
کجای تقدیرم ایستاده باشی ؟
وقتی که خالق زیباترین
قصه های من هستی
ای بهارم
وقتی از راه می رسی،درختان سیب
شکوفه نثارت می کنند وگل های آفتابگردان از خورشید جمالت می چشند
آسمان از شوقت می گرید و زمین با یادت بارور می شود
به راستی چقدر خوش قدمی که تمام خوبی ها را به همراه داری.
پس من چگونه عاشقت نباشم...
وقتی نفس می کشم تازه می فهمم که تو با هر نفس به قلبم می نشینی
اگر تو نبودی،قلبم پژمرده بود از تنهایی....
تو خورشیدی ومن آفتابگردان
تا می خواهی مرا بگردان،اماترکم مکن،که بی تو می شکنم در خویش
بی هیچ گل وبرگ و دانه ای....
ریا نشود
آن قدر دوستت دارم
که می توانم
حاکم شهر را به دریا بیاندازم
وسط راه عمومی
پیانو بگذارم
و موسیقی دل خواهت را بنوازم
در تمام تابلوهای شهر
شعری بنویسم
عکس ات
و عکسم را بگذارم
ریا نشود
کاری می کنم
در تمام نمازهای جمعه
روحانیون
به جای...
لبخندت آخ لبخندت . . .
همین کافیست جانان من ایمان آوردم !
از خودم برایت بگویم؟
از خانه، از خیابان
شهر، صدای پایِ ما، شب ؟
از کجا برایت بگویم عشق من !
جایی که تو نیستی، گفتن دارد؟