ای ضمیر مفرد حاضر! منِ دیوانه را با کدامین فرض، تحلیلِ ریاضی میکنی؟!
دوشَت به خواب دیدم و گفتم: خوش آمدی ای خوش ترین خوش آمده بار دگر بیا!
تمام من برای تو تویی که جان من شدی
مهر در چهره ی مثل پری اش بسیار است ماه منظومه ی من مشتری اش بسیار است
زندگیاَم از روزی آغاز شد ؛ که دل به تو دادم ...
تو خوبِ مطلقی! من خوبها را با تو میسنجم ...
چی تو لباته که انقد لذیذه عشقم
دنبالِ خوش نشستنِ تاسم، ولی چه سود قانونِ مارپله چنان تخته نرد نیست...
جمعه یعنی: چند ساعت بیشتر تو آغوشت باشم ️️️
بخدا که تو دلیل حال خوب منى و حالى بهتر از کنار تو بودن سراغ ندارم... ️️️
-شنآسنآمہ رو بیخیال -محلِ تولّد من -آغوشِ گرم و پر مُحبّت توئہ ️️️
چشم هایت خلاصه ی دنیاست ️️️
بیا بہ هم قول بدیم... تمام تو برای تمام من برای ️️️
ترکیب مسکنها: -چشمات،صدات،بغلت
دنبال دلیلم که چرا دل به تو دادم دیوانه و درگیر همین حس عجیبم...
دلم بغل میخواهد از آنهایی که تاریخ انقضاء ندارد ... ️️️
بزرگی جهان را بیخیال، من آن چند وجبی درون سینه اَت را طلبه اَم
خنده هات دقیقا همون فرمولیه که من واسه ادامه زندگی بهش نیاز دارم
عاقبت در شبِ آغوش تو گم خواهم شد دل به دریا زدن رود تماشا دارد...
خوبِ من! این دل فقط دیوانه ودرگیرتوست...
پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم /شعر پیدا شد و من آنچه نباید شده ام
راحت از این دل مرو، که جانممیرود!
توهرجای جهان باشی برات از دور میمیرم...
اسم قشنگت فقط به درد شناسنامه ی من میخوره عشقم