مرا از من گرفته است خیال خنده های تو
در جاده ای که مقصدش تو ھستی تابلوھا احتیاط و خطر سقوط را هشدار می دهند!
خاطراتت را آخر پاییز مرور میکنم شبی بلند میخواھد
و به نام خداوندی که نام دخترش را خورشید گذاشت
سنگ ماه را به سینه می زند برکه
آتشکده است لبهایت بیا چهارشنبه بوسی کنیم
عشق باید عین چربی شکم باشه هرکاری کنی ولت نکنه
هرگز اجازه ندهید دیروز وقت امروز شما را بگیرد
ساخت ساعت شنی شوخی یک دیوانه بود دست ما هیچ ساعتی را بر نخواهد گرداند!
مرهم حال دلم باش طبیب ماهر من
بیدار شو گلم من خسته تر از آنم که بخواب تو بیایم!
ای اتفاق کوچک ساده پاییز دارد دارد تمام می شود نمی افتی!
خنده زیباترین هدیه ی پاییز بر لب غمگین انار
چنان مردم از بعد دل کندنت که روح من از خیر این تن گذشت
گر بدانی حال من گریان شوی بی اختیار
خنده هات مستم میکنه
بهشت را دوبار دیدم یک بار در چشمانت یک بار در لبخندت
مرا زیستن بی تو، نامی ندارد مگر مرگ من زندگی نام گیرد
آرام بگویم دوستت دارم تو بلند بلند مرا در آغوش می کشی ؟
قسمت این بود سرم بی تو به زانو برسد
آه...... که در فراق او هر قدمی است آتشی .........
کاش هر وقت بهش فکر میکردی براش نوتیف میرفت باورش میشد چقد تو فکرشی!
زیر باران دلم آب می رود تنگ تر می شود
ختم به خیر نمی شوم وقتی هیچ راهی به *تو* ختم نمی شود!