بشر هیچ نیست، مگر آنچه از خود میسازد.
برای من که برگی نمانده تا به باد دهم پاییز فقط شرمندگی ست
شما آزادهاید؛ راه خود را برگزینید؛ یعنی بیافرینید.
آنچه آدمی را سست عنصر میسازد، عمل گریز یا تسلیم است.
شخص قهرمان، خود، خویشتن را قهرمان میکند.
بشر آفریننده ارزشها است.
همه نیاز به زمان دارند. آدم نباید پیش از اینکه بداند چه میگوید، نتیجه گیری کند.
دگرگونی روح، روندی تکاملی است.
هر دشواری که در زندگی شماست، در نهان، هدیهای برای شما دارد.
تنها یک چیز هست که برآورده شدن رویایی را ناممکن میسازد و آن، ترس از شکست است.
لازم نیست آدم از کوهی بالا رود تا بفهمد بلند است.
یک امروز، ارزشِ دو فردا را دارد.
شما ممکن است تعلل کنید، اما زمان هرگز.
ما را به غیر یاد تو اندر ضمیر نیست
خیلی سخته با آدم هایی که دوستشون داری دیگه حرفی برای گفتن نداشته باشی...
بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت........
کدام خانه ؟ کدام آشیانه ؟ صد افسوس بی تو شهر پر از آیه های تنهاییست
تو را نشد ، می روم که خود را فراموش کنم
من که از یاد تو بی خوابم عزیز . نوش جانت خواب راحت! شب بخیر...
یا بفرما به سر / آیم!غرضم وصل تو باشد / چه تو آیی/ چه من آیم!
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
آمدی قصه ببافی که موجه بروی...در نزن ! رفته ام از خویش کسی منزل نیست...
کمتر اعتماد کن تا روزی مجبور نشی به کسی بگی ازت انتظار نداشتم
یا دست رفاقت نده و دست نگه دار یا تا ته خط / حرمت این دست نگه دار