من تا اذان مغرب به افق چشمانت خیره میمانم، و این روزه را با بوسیدنت افطار میکنم.. ️️️
خرید ضایعات بهانه است، کوچه، کوچه شهر را می گردم، بلکه تو را پیدا کنم
وقتی که پوستت : - ابریشم سپید تراوا - نیلوفرینه میشود از نیش بوسهها احساس میکنم بازرگان عطر و پرند و نورم در جادههای خُرم ابریشم
دیگر گمت نمیکنم! دنیا پر از آدمهایی است که همدیگر را گم گردهاند؛ ولی من دیگر گمت نمیکنم. .
تمام ترسم از این است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی و من همچنان به یادت نشسته باشم ....!
تنها دلیل بهانه گیری های من این است که دلم میخواهد حواسَت پیشِ من باشد...
مادر تنها کسیه که میشه مهربونیه خدا رو باهاش تخمین زد...
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
قصد جانم کرده ای جانم فدای قصد تو
هر شب بدون بوسه جدا میشوی ز من انگار بر دهان تو فردا نوشته اند .
نیازمند لبت جان بوسه خواه من است نگاه کن به نیازی که در نگاه من است ز دیده پرتو عشق ار برون زند چه کنم دلی چو آینه دارم همین گناه من است
در حقیقت میشود با چشم هایت حرف زد شکل آدمهای دنیای مجازی نیستی...
هر جا که تویی؛ مرکز تصویر من آنجاست ️️️
مراقب من باش! از من فقط، تو مانده ای...
و شب نام دیگرآغوش توست وقتی که در حسی باشکوه میان اندام خاموشت خواب می روم ... ️️️
تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
شک ندارم بهترین لوکیشن جهان بغله حالا اگه بغل کسی باشه که دوسش دارید که دیگه نگم براتون ️️️
در جنون تو رفته ام از خویش
Love is like fire its both warm and cool it also burns and destroys عشق مثل آتیش میمونه، هم گرما بخش و خوبه هم میسوزونه و نابود میکنه.
no matter which way I take I promise to end up with you مهم نیست چه راهی و برم ولی قول میدم تهش به تو برسم
: گاو است چشم ام چشم گاوی ام دارد می چرد در چراگاه سبز چشم تو سیر نمی شود از نگاه سبز تو از سبزه نگاه تو
وقتی بیادت می افتم درذهنم دفتر خاطرات را ورق می زنم در اطرافم زنبورها رژه می روند به یاد خاطرات توبودن چقدر شیرین است.
میخواهمت نمیدانم که بودم، که خواهم بود و چه میشوم.. اما میخواهمت تا نهایت ویرانی...
عشششششق خودتی با موی مشکی