متن کوتاه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه غمگین
حال مرا کسی داند که از خانه خویش دور است
امان از اشکی که حرف ها دارد
ز هرچه ترسیدم عاقبت همان شد
«امیدم را با ناخنهایم خراشیدم و از دست دادم.»
به یک جایی از زندگی که رسیدی میفهمی اونی که زود میرنجه زود میره،
زود هم برمیگرده، اما اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده...!
ریش روزهایم
سفید میشود
درسیاهیِ روزگارِ بیمادری
مگر چیزی تلخ تر از جای خالیت هست،
گذر کرבم از این حال پریشان.
گذر کرבم ولے با جسمے بے روح.
آخرین فشنگ در دستانش
و نامه ای
که او را کشت....
و בر آخر بایـב رقصیـב...
بـہ ساز בنیایے کـہ بـہ ساز ما نمے رقصـב.
خاتمه ........
انتظار اتمام این عمر درد اور .
افکار هر شب به سراغ این تن بی جان می آید ولی این درد ها یاد اور این زندگی نکبت بار است و همچنان در انتظار اتمام .
من در آغوش دلتنگی هایم جا دارم....
به باغچه رفتم
گل های رنگین دیدم
اما بوی تو نبود