روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند
بهشت یعنى یک نفس عمیق در هواى تو....! ️️️
کسى باید پیدا کند مرا گُمم میان موج خنده هایت ... ️️️
زیاد بودَن بِ زیادی بودَن تَبدیل میشِه اَندازِه بودَنِتونو بِدونین
جهنم هرکس جای متفاوتیه ...
خورشید هر صبح یادآور این نکته است که میشود از اعماق تاریکی ، دوباره طلوع کرد ..
تاصبح دم/کوکو می کند پنجره/مرغ باران نمی خوابد
تا صدایت گوشهایم را نوازش میکند تار و سنتور و نی و آواز میخواهم چکار ؟!
رها کن عطر موهاتو دلم گم کرده راهشرو
به هیچکس در این دنیا وابسته نباش حتی سایه ات هنگام تاریکی تو را ترک میکند
دلم می خواهد با کسی آشنا شوم که از دست دادن من برایش وهم آور باشد...
اومدم با دلم منطقی حرف بزنم گفت خفه شو دوسش داری
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست..
مینشینی در سکوتِ قاب عکس روی میز مرگِ هر روز اسیرت را تماشا میکنی...
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل این بار اگر اصرار کنی وای به حالت
رهگذر داشت به لب سیگاری، گفت: آتش داری؟ من اشاره به دلم کردم و گفتم: آری ...
کاش دست دوستى هرگز نمى دادى به من آرزوى وصل از بیم جدایى بهتر است !
امشب مسافر اغوشش هستم پشت پایم آب نریزید بر نخواهم گشت
از تو تنها وصف دیدارت نصیب ما شده برف ِ تجریش است و سوزش می رسد پاییِن شهر
جغرافیای کوچک من بازوانِ توست ای کاش تنگتر شود این سرزمین به من
کوه من گریه نمیکرد و نمیدانستم کوه ها اشک ندارند،فرو میریزند
مادر تنها کسی است که میتوان “ دوستت دارم ”هایش را باور کرد ، حتی اگر نگوید . . .
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری در دل نیافت راه که آنجا مکان توست